ارتباط با ما پیوندها

حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات

بایگانی


 

شماره جدید

 

 

قانون اساسي و ماده 2 قانون مجازات اسلامي که هيچ امري را نمي توان جرم دانست مگر آنکه به موجب قانون براي آن مجازات تعيين شده باشد ؛ درويش بودن و نوشتن کلمه هو 121 در قانون جزاي اسلامي جرم شناخته نمي شود . )) و بر اساس اصل 36 قانون اساسي که مقرر ميدارد « حکم به مجازات و اجراي آن بايد تنها از طريق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد » اگر از سوي يکي از دراويش يا جمعي از آنها خلاف قانون يا جرمي صورت گيرد اثبات جرم و حد مجازات آن به تشخيص محاکم صالحه خواهد بود و اجراي قانون به عهده ضابطين دادگستري مي باشد . اگر بعضي از مراجع معظم تقليد ايراد قانوني به دراويش دارند مستقلاً و قانوناً نمي توانند و نبايد اقدام نمايند و پسنديده شأن و قداست مراجع نيست که براي دراويش مظلوم بنام فتوا ، دادگاه صحرائي گرفته ، حکم صادر نموده و مستقيماً و غير مستقيم مقلدين خود را براي اجراي فتوا بسيج نمايند . موجوديت حقوقي يک جامعه در گرو موجوديت قانون است و نظم بدون قانون نمي تواند اعمال شود و بدون نظم ، هرج و مرج بر جامعه حاکم خواهد شد .

مقابله فتوا با قانون ايجاد هرج و مرج مي نمايد و موازي سازي فتوا با قوانين حکومتي و موازي سازي مقلدين بعضي از مراجع با مسئولين اجرائي ، در شأن و منزلت علما نيست و اين اعمال نشانه بارز مخالفت با نظام ، اسلاميت آن و مقبوليت مردمي آن است . گويا فراموش نموده اند که بنياد قوانين نظام جمهوري بر اساس شريعت اسلام و رأي و تأييد مردم ايران مي باشد.

علاوه بر مطالب و اصول فوق ، اسلام نيزهمگان را به آزادي عقيده و آزادي بيان دعوت مي كند و به شنيدن سخنهاو پيروي از بهترين آنها فرا مي خواند :

(( فبشر عبادي الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هدهم... ))

« آنان که مي شنوند سخنها را پس پيروي مي کنند بهترين آنها را ، آنانند که رهبريشان کرده است خدا ، و آناند دارندگان خردها »( آيه 18 سوره زمر)

حضرت آيت ا...

*آيا فتاوي بعضي از مراجع تشيع عليه دراويش شيعه با فتواي مراجع وهابي بر عليه شيعيان داراي يک اثر مشابه در تفرقه ميان مسلمين و جامعه اسلامي نيست ؟ آيا با اين گونه فتواها مي توان به وحدت ملي و انسجام اسلامي دست يافت ؟

* در زماني که نظام حاکم و قوانين آن بر اساس موازين اسلامي و مسئولين آن صاحب مناصب ديني از جمله مقام مرجعيت آن هم در رأس حکومت مي باشد؛ فتوا عليه بخشي از شهروندان کشور و اجراي آن توسط مقلدين ، اهانت به نظام و رهبريت آن نيست ؟ آيا تخطي از قانون اساسي مصداق آشکار نقض عهد و پيمان شکني با خداوند و ملت ايران نمي باشد ؟ آيا اين اعمال ايجاد دولت در دولت نيست ؟

* آيا مناصب ديني به فرد يا افرادي مجوز ميدهد که اجتهاد شخصي خود را به قانون و جامعه و نظام تحميل نمايند ؟

حضرت آيت ا...

آيا از وقايع تخريب حسينيه سيدالشهداء بروجرد مطلعيد ؟

الف ـ آيا ميدانيد مقلدين بعضي از مراجع دراويش را در زندانهاي شخصي و خصوصي در حد مرگ شکنجه نموده اند ؟

ب ـ آيا ميدانيد برنامه تخريب حسينيه سيدالشهداء بروجرد از شهر قم برنامه ريزي شده بود ؟

ج ـ آيا ميدانيد طلاب جواني که غسل شهادت کرده و اعزامي از قم بودند سازماندهي اين فاجعه را بعهده داشتند ؟

د ـ آيا از جوسازيها ، شايعه پراکنيها ، پخش اعلاميه ها و طومار سازي و تحريک دراويش توسط مقلدين برخي از مراجع، مطلعيد؟

ه ـ و آيا مي دانيد آنچه در بروجرد پيش آمده است امروز آتشي در زير خاکستر شده که ربطي به مخالفت ملا و صوفي ندارد و مسئله گسترده تر از آن است که بتوان بي تفاوت از کنار آن گذشت ؟

حضرت آيت ا...

در تاريخ تشيع آزادي در اجتهاد از افتخارات فقهاي شيعه بوده و نشانه بزرگي و عظمت مقام مرجعيت است اما در اين شرايط، موضوع صِرف نظر و فتوا نيست، بلکه چگونگي صدور فتوا ، اجراي فتوا و محدوده فتوا و آثار و تبعات آن است . اگر بر فرض اين مراجع محترم فتوا دهنده منکر دخالت خود درتخريب حسينيه هاباشند ( که چنين نيست ) براي هيچ عقل سليمي قابل قبول نيست که مراجع، مقلدين خود را نشناخته و از ساده دلي و تقليد بي چون و چرا و متعصبانه آنان بي خبر باشند . بنابراين چون با علم و اطلاع فتوا صادر نموده اند و مطمئاًاز عواقب آن آگاه بوده اند حقيقتاً در اين وقايع مسبب اصلي آنها بوده و هم در دنيا و هم در آخرت بايد جوابگو باشند بلکه جوابگوي اعمال مقلدين خود نيز بايد باشند . زيرا مقلدين شرعاً بر اساس اظهارات اين علما ، عمل به تکليف نموده اند .

کار به جايي رسيده است که براي مقاصد جناحي و اعمال سليقه هاي فردي و شخصي که هيچ ربطي به دين و شرع ندارد وکاملاً جنبه سياسي دارد؛هم دين و ديانت و هم ارزشهاي اخلاقي و انساني به حراج گذاشته شده است .

در شروع هزاره سوم که جهانيان سال 2007 ميلادي را به نام مولانا نام گذاري نموده اند و در کشوري که مدعي ديانت و مرکز عرفان شرق و پايتخت جهان تشيع مي باشد جاي بسي تأسف است که مسلمان و شيعه به جرم پيروي از راه مولانا براي حفظ ايمان و اعتقاد خود از برادر ديني اش در هراس باشد و براي شيعه بودن و معرفت به خداوند احساس نا امني نمايد .

حضرت آيت ا...

استدعاي همشهريان خود را پذيرا باشيد و بعنوان يکي از مراجع جهان تشيع به پرسشهاي اين نامه پاسخ بفرمائيد و تکليف همگان را صراحتاً مشخص و معلوم نمائيد . برخوردها و درگيرها رو به افزايش و گسترش است و با اين روند زماني خواهد آمد که شرايط از کنترل همگان خارج خواهد شد و آن زمان شايد هيچ فتوايي آتش تفرقه و جدايي ميان مسلمانان را به برادري و اخوت مبدل نخواهد نمود . والسلام

با کمال تشکر

جمعي از دراويش سلسله نعمت اللهي گنابادي شيراز

 

قبلی

برگشت

بعدی