ارتباط با ما پیوندها   شماره جدید

بایگانی


 

    مقالات

 

 

از سرنوشت صدام عبرت بگيريد! استعفا کنيد!
 

علی کشتگر

پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۸۲

کار بی اعتباريتان به جائی رسيده است که از هر انديشه و حرفی دفاع کنيد مايه بی اعتباری آن در ميان ملت ايران می شود و با هر آنچه دشمنی می ورزيد به مقبوليت آن می انجامد

آقايان خامنه ای و رفسنجانی!

ديديد که برخلاف تصورات و تبليغات شما رژيم صدام چه زود در برابر دخالت نظامی آمريکا ازهم پاشيد، و بيش از رژيم ملاعمر تاب مقاومت نياورد؟ دليل آن را لابد می دانيد. اين رژيم برخلاف هياهوهای تبليغاتی دروغين مردم را نه با خود که دربرابر خود داشت.

آقايان!

در اين سه دهه اخير شمار نظام های ديکتاتوری و خودکامه ای که در اروپای شرقی، آفريقا، آمريکای لاتين و خاورميانه فرو پاشيده اند در آن حدی هست که بگوئيم هرسال يکی ورافتاده است.

درسياهه نظام های استبدادی که برای فروپاشی در نوبت هستند جمهوری اسلامی درصدرليست قرار دارد. چرا که هم از درون پوسيده تر از ساير رژيم های مشابه است، و هم در عرصه ملی و بين المللی منزوی تر و با چالش های بنيان افکن دست به گريبان است. چه بسا سال ديگر و يا دو سال ديگر در چنين روزهايی جزبرگ سياهی در تاريخ،هيچ اثری از رژيم جمهوری اسلامی باقی نمانده باشد. پس وقت تنگ است و زمانه زمانه عبرت گيری است.

آقايان!

24 سال است بر گرده اين ملت نشسته ايد و به زور تفنگ پاسدار و چماق گروههای فاشيستی فشار،ايران را ويران می کنيد. اگر امروز يک رفراندوم آزاد در ايران برگزار شود، خودتان بهتر می دانيد که مردم ايران که تشنه آزادی و حاکميت ملی هستند چگونه نسبت به شما و نظام شما داوری خواهند کرد.

ستمگری های بی حد و غارتگری های بی حسابی که عليه ايران و ايرانيان روا داشته ايد از هيچ فاتح واشغالگر بيگانه ای بجز خلفای بغداد و چنگيز و تيمور سرنزده است. می دانم که برای رای ملت ايران و منافع ايران هيچ ارزشی قائل نيستيد. اما ظاهرا درلباس دينداری مدعی دفاع از اسلام هستيد. آيا می دانيد که نفرت مردم از شما و نظام شما که به نام دين ايران را به ذلت و فلاکت کشانده، چقدر به اعتبار و آبروی دين شما آسيب رسانده است؟ کافی است احترام مردم ايران به روحانيون و به اسلام را در زمان پيش از انقلاب و امروز با هم مقايسه کنيد تا ببينيد چه تيشه ای به ريشه دينی که مدعی دفاع از آن هستيد زده ايد. برای اطلاع شما – که احتمالا بی اطلاع هم نيستيد- می گويم که بسياری را عقيده بر آن است که پس از 1400 سال، حکومت آخوندها بالاخره گور اسلام را در ايران برای هميشه کند و اين خود – به نظر آنها- بهترين دستاورد انقلاب است! شما به منزوی ترين و منفورترين خودکامگان تاريخ ايران تبديل شده ايد. کار بی اعتباريتان به جائی رسيده است که از هر انديشه و حرفی دفاع کنيد مايه بی اعتباری آن در ميان ملت ايران می شود و با هر آنچه دشمنی می ورزيد به مقبوليت آن می انجامد. بيائيد لحظه ای به شعارهای " مرگ برآمريکا" که 25 سال است تکرار می کنيد بينديشيد و ببينيد اين شعارها و رفتارهای جاهلانه تا چه حد در ميان مردم ايران بويژه نسل جوان نتيجه داده و چگونه همه مرزهای ايران را در محاصره نظامی آمريکا قرار داده است. و يا لحظه ای به اين بخت برگشتگی خود بينديشيد که چرا هر مخالف شما که به زندان می افتد به يک قهرمان در جامعه تبديل می شود! پس بيائيد اگر نه بخاطر ايران و ايرانيان، برای نجات دينی که لباس تبليغ و ترويج آن را به تن داريد از سرنوشت صدام عبرت بگيريد، دست از پرستش بت های قدرت و ثروت برداريد و تا ديرنشده استعفای خود را به پيشگاه ملت ايران تقديم کنيد. البته من و امثال من نگرانی ديگری داريم و آن سرنوشت حال و آينده ميهنمان است. استعفای شما از قدرت هم به سود دين شما است و هم خود شما را از نشستن بر کرسی اتهاماتی چون جنايت عليه بشريت و يا سپرده شدن به تيغ تيز انتقام مردم که بيش ازهرکس مستحق آن هستيد نجات می دهد و هم البته احتمال دخالت نظامی آمريکا را از ايران دور می سازد. و شما هم به عنوان کسانی که در آخرين لحظات حکومتتان صدای ملت ايران را شنيديد چه بسا مرهون عفو ملت ايران گرديد.

اگر از توهمات قدرت پرستانه ای که چشم و گوش شما را بر واقعيت های مسلم بسته است فاصله بگيريد می بينيد و می شنويد که از اين پس نه ملت ايران ديگر ادامه حکومت مافيائی و بی اعتبار شما را تحمل می کند و نه روندها و تحولاتی که در چهارسوی مرزهای ايران در حال رخ دادن است با ادامه حکومت شما سازگاری دارد.

آقايان!

يک ربع قرن است که هيستری ضد آمريکايی را وسيله سرکوب آزادی و امنيت ملت ايران قرار داده ايد و حالا آمريکا دارد به استقبال شما می آيد و می گويد: بيار آنچه داری ز مردی و زور که دشمن به پای خود آمد به گور.

آقايان!

فروپاشی سريع رژيم صدام نشان داد که اقتدار هر حکومتی به ميزان حمايت مردم از آن بستگی دارد نه به سلاح ها و سازو برگهای کهنه ای که قدرت های بزرگ سازندگان آن اند و هميشه پيشرفته ترين و کارآمدترين آنها را خود در اختيار دارند. به اين اعتبار نظام شما امروز بی اقتدارترين رژيم جهان است. ميان حکومت شما و مردم آن چنان دره عميقی پديد آمده است که شما را نسبت به ايران و ايرانی از هربيگانه ای بيگانه تر کرده است. اين شکاف ديگر با هيچ اصلاح، شعار و مانوری پرشدنی نيست. و شما همه فرصت ها را بجز فرصت استعفا از دست داده ايد. زمانی که رژيم شما دربرابر فشارهای آمريکا بيمه بود، اکثريت عظيم مردم ايران تحت تاثير توهماتی که همه می دانيم از شما حمايت می کردند. امروز برعکس بيش از 90 درصد ملت ايران در برابر شماست. دستگاه جبارشما سريع تر از آنچه می پنداشتيد به سراشيب سقوط افتاده است. استعفای شما، اما کم هزينه ترين راه نجات مردم از دست نظامی است که آن را نمی خواهند و برای رهائی از شر آن به دخالت خارجی دخيل می بندند. و طبعا وقتی کار يک نظام و سران آن به اين جا رسيد، فاجعه دخالت نظامی خارجی ديگر يک احتمال بعيد نيست. دخالتی که هرچند دود آن به چشم ملت می رود، اما نخستين قربانی آن نيز خود شما هستيد. از سرنوشت صدام و رژيم خودکامه او که چگونه به زباله دان تاريخ سپرده شد عبرت بگيريد. اگر صدام چند ماه زودتر از مداخله نظامی آمريکا در عراق استعفا می داد، نه آنهمه تلفات و ويرانيهای جبران ناپذير جانی و اقتصادی به مردم عراق تحميل می شد و نه حتی خود صدام به چنين روز سياهی می نشست. پس بيائيد تا به سرنوشت او دچار نگشته ايد، استعفا کنيد. هرچند که شما نيزمانند همه خودکامگان تاريخ فقط منطق زور را می شناسيد و تا روزی که ملت شما را مجبور نکند به قدرت می چسبيد. پس بدانيد که ملت ايران توان و اراده آن را پيدا کرده است که پيش از دخالت خارجی با يک حرکت وسيع ملی شما را به سرنوشت چائوشسکو و ميلوسوويچ دچارکند. و دراين تلاش، جهانيان از مردم ايران حمايت خواهند کرد.

 
 

 

برگشت