ارتباط با ما پیوندها

حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات

بایگانی


 

شماره جدید

 

 

اي را می توان  بعد از سرکوب دانشجویان و اعدام زندانیان سیاسی و عقیدتی، كشتار از نوع دوم رژیم دیکتاتور حاکم دانست.

این سالها آبستن حوادثی چون قتل روشنفكران، مخالفان،  آزاديخواهان، چهره هاي بر جسته  مخالف رژيم،  روزنامه نگاران، نويسندگان و وكلاي زندانيان سياسي می باشد و همچنان كه اين جريان مسير خود را به نا كجا آباد طي مي كرد، 18 تيرماه 1378 فرا می رسد

18 تيرماه 78 ميثاق دوباره اي بود ميان شهداي 16 آذر دانشگاه تهران با دانشجويان پيوند تازه ايي در صفحه تاريخ ، پيوند لاله هاي سرخ با شقایق های خسته از  فشارهای موجود .

از آنجايي كه فشار به مردم، جوانان، نوجوانان و خصوصا زنان و دختران از دستاورد هاي اين انقلاب می بود و جامعه قبل از انتخابات خاتمي شديدا تحت فشارهای  پليسی قرار داشت و همواره با بهانه های واهی از جمله بدحجابي همواره مانور سرکوب را در سطح جامعه اجرا کرده بودند، دریافته بودند که ادامه این وضع زمینه ساز سرنگونی حکومت است و  رژیم نیازمند سوپاپ اطمينانی بر روي ديگ بخار جنایات خود كه جز حرارت توان ملت و بوي تعفن جنایات حاکمان را در دل نداشت، می باشد .

 

18 تيرماه قيام 6 روزه ي معروف دانشجويي است که تا 23 تير ماه ادامه يافت .

اين جنجال در پی انتشار بخش کوچکی از سناریوئی از پیش تعیین شده كه توسط سعيد امامي تهيه و تنظيم گردیده بود و جزء اسناد طبقه بندي شده وزارت مخوف اطلاعات بود، بوجود آمد .

این سند محرمانه، شبانه به چند روزنامه ي حامي اصلاح طلبان داده شد كه جز روزنامه سلام به مدير مسئولي محمد موسوي خوئيني ها مابقي از چاپ آن سر باز زدند.

فردای آن روز صفحه اول سلام، بر روي برد دانشگاه تهران نصب گردید و بعد از پيچيدن خبر در میان دانشجویان، باعث بيرون ريختن آنها از خوابگاه گردید و تا 23 تير ماه ادامه یافت که نهایتا سازش اصلاح طلبان ( که به نوعی خود را با این موج خروشان همراه کرده بودند و توانسته بودند تا رهبری بخشهائی از این حرکت وسیع در دست بگیرند) ضربه سخت و جبران ناپذیری را به دانشجويان وارد آورد .اين موج عظيم (حركت اعتراضي دانشجويان)، ترس و وحشت عجيبي را در دل تروريست هاي آخوندي انداخت بطوریکه خامنه اي، خاتمي و رفسنجاني يكباره وارد صحنه شدند .

نیروهای لباس شخصی حکومت در نيمه هاي شب با حمله به خوابگاه دانشجويان و با سر دادن لبيك و نداي يا زهرا و پرتاب كردن دانشجويان از طبفه سوم خوابگاه به محوطه، شام خونين ديگري در تاريخ جنايات رژیم جمهوری اسلامی رقم زدند .

بي شرم تر از قاتلين، دستگاه قضائي رژيم بود كه با راي نهايي دادگاه حكم برائت عاملین قتل ابراهيم نژاد را صادر نمود و گفت: ابراهيم نژاد مقتول و خودش قاتل خودش بوده است .

در این اثنا پرده از چهره سردمدار اصلاحات کنار رفت و مردم و دانشجویان دریافتند که :

از کوزه همان تراود که در اوست .

البته بايد اذعان داشت كه رژيم در دهه های گذشته برنامه هاي بسياری را براي بازي دادن مردم از داخل و به بیراهه بردن سياست بين الملل طرح ریزی و اجرا کرده بود، اما ورود خاتمی و جبهه باصطلاح اصلاحات امید دیگری را در مردم و حتی قشر دانشگاهی بوجود آورده بود. دقيقا همان احساسي كه به مردم در ايران القاء شده بود، در خارج از كشور و بوسيله پوشش خبري رسانه ها و فیگورهای بین المللی چهره های اصلاحات، به اذهان عمومی جهانیان القا گردید، تا جائیکه برخی دول غربی و اروپائی ایران را کشوری آزاد و دموکرات در آن دوره قلمداد می کردند .

 بحثی كه خاتمي شروع كرد و دنيا پذيرای آن شد چيزی جز «گفتگوي تمدنها» نبود . اين واژه قبلا نیز مطرح شده بود . اما سئوال اینجاست که چرا دنيا آنها را نمي شنيد.

همین بحث توسط آقاي ساموئل هانتينگون در سال 1993 و با عنوان "برخورد تمدنها" مطرح گردیده بود.

امروز كه برگهای استبداد زده تاریخ 16 آذر 1332 تا 18 تير 1378 را ورق مي زنيم دانشجويان امروزمان را پشت ميله هاي آهنين 209 و 325 اوين مي بينيم . شهادت ها و مبارزات آزاديخواهي حتي در چهار ديواري اوين در زير مشت و لگد و شلاق هاي بي امان مزدوران هنوز ادامه دارد .

امروز كه نويسندگان، انديشمندان، دانشجويان، اساتيد و وكلاي قضايي در آسمان اوين نور افشاني مي كنند، براي شخص من جاي خجالت و شرم دارد كه در راه دفاع از آنان سكوت اختيار كنم وشاهد فشار بر ایشان، زنان، پیروان اديان و همچنين اعدام كودكان بوده و چیزی نگویم

حكومت اين بار به سياست به سكوت كشاندن دانشجويان و فعالين دانشجويي روي آورده و نيرويش را در عرصه هايي چون ايجاد انشقاق در درون تشكل هاي دانشجوئي و ايجاد محدوديت و اخلال در فعاليت هاي سياسي، صنفي و فرهنگي ایشان متمرکز نموده است.

دژخیمان با تقويت و حمايت همه جانبه مالي از جريانات دانشجويي نزديك به حکومت مانند بسيج دانشجويي، افزايش انتصابي در درون دانشگاه ها، عزل و نصب های بي رويه مسئولين و لغو امتياز نشريات دانشجوئی به همراه دستگيري ها، و صد ها مورد دیگر قصد ايجاد پراكندگي و بي  اعتمادي را در بدنه ي  جنبش دانشجو دارند .

پاك كردن صورت مسئله در خصوص جنبش دانشجويي ایران بارها و بار ها از سوی حاکمیت مطرح و تكرار شده است اما هیچگاه میسر نبوده و نخواهد بود .

جنبش دانشجويي هيچ گاه از متن اصلي جامعه جدا نبوده و دانشگاه و دانشجو همواره خاستگاه اصلی جامعه و صدای رسای فریادهای بی صدای همه اقشار جامعه می باشد.

 

قبلی

برگشت

بعدی