ارتباط با ما پیوندها

حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات

بایگانی


 

شماره جدید

 

 

ب ) برخوردهای نامشروع و غيرقانونی با علما و مراجع مخالف سياست‌‌های شما درحوزه‌‌ها از قبيل آقايان سيد حسن قمی، سيد صادق روحانی، مرحوم سيد محمد روحانی، مرحوم سيد محمد شيرازی و... ادامه يافت و اين آقايان با حصر دراز مدت يا محروميت‌‌های مختلف اجتماعی و سياسی روبرو بوده‌‌اند. گرچه در اين اواخر، يکی دو نفر از آنان آزادی مختصری پيدا کرده‌‌اند ولی برخی ديگر تا زمان مرگ مورد تعرض دستگاه‌‌های امنيتی و قضائی شما قرار داشتند.

پ ) برخوردهای خشن و غير قانونی و غير اخلاقی با آية‌‌الله منتظری و منسوبان و اماکن مربوط به ايشان از سوی ارگان‌‌های شبه قضائی و امنيتی رسمی و منسوب به شما و هتک حيثيت ايشان از جانب شخص شما در بيانات و جلسات مختلف و «حصر غير قانونی پنج سال و اندی ايشان» و بی‌توجهی مکرر شخص شما در اين خصوص به راهنمايی‌‌ها‌ی دلسوزان و بزرگان.

به ياد آوريد که در پاسخ برخی پيشنهادات مبنی بر رفع حصر از ايشان با تأکيد گفته بوديد: «تا من زنده‌ام، ايشان بايد در حصر بماند» !!!

هنوز هم اموال و املاک شخصی ايشان و بستگانشان در قم و مشهد در تصرف غاصبانه‌ی دادگاه ويژه و سپاه پاسداران است و موقوفاتی که ايشان متولی خاص آن‌‌ها است در تصرف غاصبانه‌ی ديگران است.

ت ) سريال قتل‌‌های زنجيره‌ای و اظهارات عجيب شما پس از قتل مرحوم فروهر و اسکندری، بدون آنکه تسليتی به بازماندگانشان بگوئيد و شتاب بيش از حد شما در انتساب بی‌دليل آن اتفاقات فجيع به «استکبار جهانی و اسرائيل» و محکوم کردن کسانی که انگشت اتهام را به سوی نهادهای حکومتی نشانه می‌گرفتند، اقدامات غير قانونی فراوانی را در پی داشت که بعدها در فيلم اعترافات خانم سعيد امامی در قالب «اصرار بازجويان، همراه با شکنجه برای اعتراف متهمان به ارتباط با اسرائيل» خود را نشان داد، تا اتهامات القاء شده از جانب شما را مستند کنند.

برملا شدن حقيقت آن جنايات، بر اثر اصرار آقای خاتمی و روشن شدن خطای شما در انتساب آن جنايات به بيگانگان و در محکوم کردن مخالفان خود، حتی يک عذر خواهی ساده از جانب شما را درپی نداشت!!.

به ياد آوريد که «بوش و بلر» در مورد «اطلاعات غلط در مورد جنگ عراق» از ملت خود عذر خواهی کردند ولی شما در تمام دوران زمامداری خويش، از اين وسيله‌ی مطلوب خدا و خلق خدا (عذر خواهی از مردم) بهره نگرفته‌ايد.

حتی بنيانگذار جمهوری اسلامی نيز در موارد مختلف، و از جمله در مسأله‌ی پذيرش قطعنامه‌ آتش بس و عدم توفيق کامل در دفاع ٨ ساله، از ملت ايران عذر خواهی کرد.

رويکرد حکومت به ترور مخالفان سياسی، ناشی از عادت حاکمان به اين روش (ترور) برای حل مشکلات انسانی فرا روی حکومت بوده است. وقتی برای پرهيز از حساسيت مجامع بين المللی حقوق بشر، دستگاه قضائی بجای محاکمه و اجرای حکم از طريق قانونی، به ترور افراد شرور و باجگير در مناطق جنوبی تهران پرداخت و شما در برترين منصب حکومتی، مانع از اين پديده‌ی شوم نشديد، بايد امکان تسری اين روش به ساير موارد را نيز در نظر می‌آورديد.

سکوت و رضای شما به اين اقدامات، تا آنجا پيش رفت که مباشر اصلی قتل‌‌های زنجيره‌ای سال ٧٧ (کاظمی) آن را دليلی بر رضايت شما نسبت به قتل‌‌های زنجيره‌ای دانسته بود و به هيئت مشترک شما و رئيس جمهوری گفت«ما در موارد مشابهی به آقای خامنه‌ای گفتيم که از ترور استفاده کرده‌ايم و ايشان لبخند زد و در مورد ديگری سکوت کرد». گرچه شما در برابر گزارش هيئت ياد شده گفتيد: «اين‌‌ها دليل نمی‌شود»، ولی آيا نسبت به اتهامات ديگران نيز از همين منطق استفاده می‌کنيد يا در ايراد اتهام به مخالفان خود، از نظر شما اينگونه موارد «دليل می‌شود»؟!!

ث ) در مورد متهم شدن روزنامه‌‌های اصلاح‌طلب از طرف شما به عنوان «پايگاه دشمن» که بدون ارائه‌ی دليل در سال ٧٩ تحقق يافت و توقيف موقت تعداد کثيری از نشريات، مبتنی بر اظهار نظر شما (که برخی از آن‌‌ها هنوز هم در توقيف موقت بسر می‌برند)، بايد به اطلاع برسانم که جز «اقارير آقای سيامک پورزند» هيچ دليل ديگری برای ادعای شما در مجموعه‌ دستگاه قضائی و اطلاعاتی کشور پيدا نشده است.

آيا رهبری نظام حق دارد که بدون دليل معتبر و به صرف حدس و گمان، کارکنان نشريات را به انواع اتهامات متهم کرده و سال‌‌ها از درآمد مشروع خويش محروم کند و در نهايت نيز «دليلی از نوع اعترافات پورزند، در خلوت بازداشتگاه» را که نه اعتبار شرعی دارد و نه اعتبار قانونی، بعنوان مستند خويش به ملت ايران عرضه کند؟!! (اين اعترافات، تداعی می‌کند اعترافات تحت شکنجه‌ی خانم سعيد امامی و همکاران او يا اعترافات وبلاگ نويسان را که برای قوه‌ی قضائيه‌ی شما نيز قابل قبول نبوده است).

وقتی مقام رهبری که بايد استحکام منطق و وقار رفتاری او به ديگران آرامش دهد و تشويش اذهان را برطرف کند، برعکس رفتار کند و خود بدون سند و مدرک به تهمت زدن بپردازد و اذهان را مشوش کند و آرامش شغل و زندگی شهروندان را برهم زند، چه اتفاقی جز آنچه امروز در ايران و در اتباط با جايگاه رهبری افتاده است را می‌توان انتظار داشت.

جناب آقای خامنه‌ای، آيا جری شدن بيگانگان را ناشی از تضعيف جايگاه رهبری (که ناشی از عملکرد شخص شماست) و ساير مسئوليت‌‌های قانونی نمی‌دانيد؟

ج ) در انتخابات مجلس چهارم و پنجم و رياست جمهوری آقای هاشمی در دو دوره، بی‌توجهی به قانون و رد صلاحيت‌‌های مکرر و غير قانونی ، چه اثری جز روگردانی بيشتر مردم از انقلاب را درپی داشت. مگر اين روند خسارت‌بار را مکررا نيازموده‌ايد که هنوز هم بر تکرار آن ابرام می‌ورزيد؟

چ ) در انتخاب آقای خاتمی به رياست جمهوری ، ابتدائا دريافتيد که «ملت راهی دگر برگزيده است». کاش اين فرصت را مغتنم شمرده و لااقل به آقای خاتمی اعتماد می‌کرديد و راه خدمتگزاری را برايش باز می‌کرديد و به بحران آفرينان هشدار داده و يا آنان را از قدرت برکنار می‌کرديد تا اين «فرصت طلايی جمهوری اسلامی برای بقاء» را اين گونه راحت از دست نمی‌داديد. دوم خرداد ٧٦ تمامی بيگانگان را مات کرد و آنان را وادار به تأمل و تدبير کرد. تدبيری که اگر می‌خواست به «شکست جمهوری اسلامی" بيانجامد، هيچ روشی جز«بحران آفرينی‌‌های مکرر و نا کارامد جلوه دادن اصلاحات درونی نظام» و رساندن مردم به گزينه‌‌های ؛ « ١. تغيير ساختارهای بنيادی نظام از طريق تغيير قانون اساسی ٢. تغيير نظام جمهوری اسلامی از طريق رفراندوم » را درپيش نمی‌گرفت. کاری که شما و همراهان و همفکرانتان به آن مشغول شديد و حقيقتا در اين کار (مأيوس کردن اکثريت مردم از اصلاح درونی نظام) موفق بوده‌ايد. بستن دست و پای دو دولت آقای خاتمی و بستن دست و پای مجلس ششم با فعال‌تر

 

قبلی

برگشت

بعدی