ارتباط با ما پیوندها

حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات

بایگانی


 

شماره جدید

 

 

زن در ایران، بزرگترین مجرم

 وحید رشادی

در طول هفته اي که گذشت، احکام جديدي براي فعالان مدني صادر شد، بازداشتها ادامه يافت وبرخوردهاي فرا قانوني ‏با زندانيان اعتراضاتي به دنبال آورد.دادگاه تجديد نظرتهران "دلارام علي" را به اتهام شرکت در تجمع 22 خرداد فعالين زن به 30 ماه زندان و 10 ضربه ‏شلاق محکوم کرد.با وجود اينکه در جريان همان تجمع مسالمت آميز نيروي انتظامي دست دلارام را شکست وکار به ‏شکايت از نيروي انتظامي کشيد، اما در نهايت بازپرس مربوطه براي ضاربان قرار منع تعقيب صادر کرد و به قول ‏دلارام"ترازوي عدالت براي نيروي انتظامي، تبرئه آورد و براي من تحمل ۲ سال و 6 ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق‏". ‏در هر حال حکم قطعي است و روز اجرا، شنبه. تنها کسي هم که مي تواند مانع از اجراي آن شود، آيت الله شاهرودي ‏است.‏در سنندج هم "هانا احمدي" فعال کمپين يک ميليون امضا و دوست "روناک صفا زاده" بازداشت شد. دليل بازداشت وي ‏اعلام نشده اما احتمالا او را به همان جرمي گرفته اند که روناک را سي روز پيش گرفتند و دلارام را چند روز ديگر ‏مي گيرند؛ همان جرمي که سارا لقايي روز يکم دي بايد به خاطرش در دادگاه حاضر باشد. به جرم "زن بودن" و ‏‏"برابري طلبي".‏از سوي ديگر، بازداشت دانشجويان و اعتراضات دانشجويي، در طول هفته کماکان در کانون خبرها بود. صدور ‏احکام سنگين حبس براي مجيد توکلي، احسان منصوري و احمد قصابان از يک سو و بازداشت آرمان صداقتي، بهنام ‏سپهروند و مازيار سميعي در ادامه، باز هم تجمع اعتراضي دانشجويان را در پي داشت و اين بار در دانشکده ي ‏مديريت دانشگاه تهران، نه فقط عکس 3 دانشجوي دربند، بلکه 6 اهورايي محبوس در دستان دوستانشان ديده مي شد. ‏در همين پيوند، انجمن هاي اسلامي 30 دانشگاه کشور با صدور بيانيه اي، به ادامه ي بازداشت دانشجويان اعتراض ‏کردند و نوشتند: دانشگاه را به مرداب اقتدار گرايان بدل مي نماييم و تا زمان پابرجاست قسم بر قلم که گره از مشت ‏هايمان باز نخواهيم کرد."‏برغم همه ي اين اعتراضات، خبر رسيد"علي عزيزي" عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و "پدرام رفعتي" ‏دانشجوي دانشگاه امير کبير هم بازداشت شده اند و "بابک زمانيان" نيز با شکايت رييس دانشگاه امير کبير به دادگاه فرا ‏خوانده شده است. يک ماه از بازداشت ياسر گلي، دانشجوي ستاره دار سنندجي هم گذشت وهمچنان کسي از سرنوشت ‏وي اطلاع ندارد.‏فعالان حقوق بشر زنداني هم در وضع نامطلوبي بسر مي برند. عمادالدين باقي در ملاقات کابيني با همسرش، در حالي ‏که ريش و مويي بلند داشته، عنوان کرده: "با روشهاي غير حقوقي مي خواهند پرونده سازي بکنند". وي همچنين در ‏اعتراض به ادامه ي بازجوييها، اعلام کرده که ديگر حاضر نيست در زندان بازجويي پس بدهد وتاکيد کرده: "تنها در ‏دادگاه قانوني، دادگاهي بر اساس اصل 168 قانون اساسي و با حضور هيئت منصفه از خود دفاع خواهد كرد."‏عفو بين الملل هم با انتشار بيانيه اي، نسبت به ادامه ي بازداشت"محمد صديق کبودوند" رييس سازمان دفاع از حقوق ‏بشر کردستان اعتراض و از احتمال دستگيري ديگر اعضاي فعال اين سازمان، ابراز نگراني کرد. کبودوند در بند ‏‏209 شديدا بيمار است و براي رفتن به توالت هم بايد نامه بنويسد و کتبا اجازه بگيرد.علاوه بر کبودوند، فرزاد ‏کمانگر، معلم زنداني، پس از اينکه مدتي در بيمارستان بستري بود، مجددا به زندان انتقال داده شد. وضع بد جسماني او ‏همه را نگران کرده و چند زنداني سياسي و دانشجويي در زندان نامه نوشته و خواستار توجه فعالان به وضعيت فرزاد ‏کمانگر شده اند. زنداني ديگري به نام "عباس خرسندي" که بيمار است و در بند 209 زنداني، حدود دو ماه است که ‏تماس يا ملاقاتي با خانواده اش نداشته است.‏همچنين بهروز جاويد تهراني، زنداني سياسي که پيشتر به 4 سال زندان محکوم گرديده بود، در حکم ديگري به 3 سال ‏حبس تعزيري محکوم شد و کيوان رفيعي هم که ماههاست در بلاتکليفي بسر مي برد، در دادگاهي حاضر شد که پنج ‏دقيقه به طول انجاميد؛ دادگاهي غيرعلني، بدون حضور هيات منصفه و در غياب وکيل.‏ در ادامه ي برخورد با فعالان قومي، فعالان حقوق بشر از بازداشت وسيع فعالان آذري اطلاع دادند، بازداشت هايي که ‏در سکوت خبري اتفاق مي افتد. "يعقوب سالکي نيا" عضو کميته دفاع از زندانيان سياسي که در روزهاي گذشته ‏دستگير شده، از اين دست بازداشتها به شمار ميرود.‏ و در خاتمه، اعدام نوجوانان موضوع اعتراض سازمانهاي بين المللي مدافع حقوق بشر شد. ديده بان حقوق بشر از قوه ‏ي قضاييه ي جمهوري اسلامي خواست تا جلوي اعدام "ماکوان مولود زاده" را بگيرند، چرا که وي هنگام ارتکاب ‏عمل 13 سال سن داشته و دادگاه وي براساس مستندات شائبه دار و مخدوش برپا شده است.‏

زنده‌باد گوسپند، مرده‌باد بز!

سايت فرارو، م.ف :

هفته پیش را به خودم استراحت دادم و رفتم مسافرت. البته گویا جدیدا به این کار، استراحت و مسافرت نمی‌گویند، اشکالی ندارد می‌توانید سفر استانی محسوب کنید! آه، راستی گفتم سفر استانی یاد این افتادم که دور دوم سفرهای استانی رئیس‌جمهور محترم و محبوب کشورمان (متوجه نشدید؟ منظورم آقای احمدی‌نژاد است دیگه!) شروع شد و ایشان در اولین گام از دومین دور، مردم خراسان جنوبی را مستفیض فرمودند.

ایشان در آن‌جا علاوه بر تصویب نود مصوبه در طول یکصدوهشتاد دقیقه، دو کار مهم انجام دادند، اول این‌که به بخشی از مردم بیرجند که برای دیدار و تماشای ایشان آمده‌بودند، اعلام کردند که به نمایندگی از آن‌ها -یعنی احتمالا همان بخش از مردم بیرجند- به فرستادهء دولت‌های غربی گفته‌اند که حاضر به پذیرش هیچ شرطی برای مذاکره در مورد تأسیسات هسته‌ای ایران نیستند. دومین کار مهم ایشان هم، آن‌طوری که برخی از پایگاه‌های خبری نوشته‌اند این بوده‌است که مخالفان سفرهای استانی دولت را در حد بزغاله توصیف کرده‌اند.

بدین‌وسیله ضمن حمایت مجدد زیرگذر از تمام نظرات خردمندانه ریاست‌جمهوری در تأیید ‌و پشتیبانی بزغاله‌ خوانی ایشان، برخی از مشخصات علمی بز و بزغاله توصیف می‌شود تا همگان بفهمند که مخالفان سفرهای استانی چرا مثل بز هستند و بز چرا این‌قدر بد و منفور است:

1از یک موجود است مثل گوسفند ولی به اندازه کافی گوسپند نیست.

2. دارای دنبه کم‌تری می‌باشد .

3. ه‌جای این‌که مثل گوسپندهای بی‌آزار، به دنبال گوسپند جلویی راه بیفتد؛ دائما فضولی می‌کند و به‌همین‌خاطر همیشه در جلو یا عقب گله حرکت می‌کند.

4. آن‌قدر موجود رذلی هست که اگر لگدی بهش بزنید ممکن است به شما شاخ بزند!

5. دنبه قابل به عرضی ندارد (دنبه: وسیله چرب کردن سیبیل!)

6. برخلاف گوسپندان نجیب که ورد زبانشان "بع‌بع" مشابه "بعله‌بعله" است، بزها معمولا "مع‌مع" بر وزن "من من" می‌گویند.

 

 

قبلی

برگشت

بعدی