|
|
ارتباط با ما | پیوندها | حقوق بشر و میثاق های آن | مقالات | شماره جدید |
|
بایگانی |
|
|
|
چالشهای روزنامهنگاری کردی: 1- چالشهاي برآمده از حاکمیت و دولت. به باور هانا آرنت عالیترین و آخرین نوع رفتار و کنش و عملی که یک شهروند میتواند از خود نشان دهد، عمل و بطور دقیق عمل سیاسی است، و سادهترین تعریف عمل سیاسی، توانایی حضور برای فرد در عرصهی سیاست است و این فینفسه فرد و گروه پیکار جوی عرصه سیاست را در مقابل دولت قرار می دهد، فلسفه ی وجودی و شان نزول عمل سیاسی به باور مک آیور پرسشهایی است که درذهن آدمی شکل میگیرند، پرسشهایی که در پاسخ همهی آنها واژهی دولت مستتر است، پرسشهایی از این قبیل که چه کسی میبرد، چه چیزی را میبرد، چرا میبرد، کجا میبرد، و چگونه میبرد؟ که در مقام پاسخ به همهی این پرسشها واژهی دولت مستتر است و کنه حقیقت همهی این پرسشها متوجه سرمایههای جامعه و فرصتها و امتیازاتی است که در یک حالت ایده آل بایستی بطور عادلانه بین آحاد جامعهی سیاسی تقسیم گردند، حال سخن اینجاست که بطور طبیعی، هر فردی باهر درجه و اندازهای از فرهنگ سیاسی، بهنگام انجام عمل سیاسی، درصدد یافتن پاسخهایی برای این پرسش ها است، که روزنامهنگاری تقریبا عالیترین و مدنیترین بستر برای طرح اینگونه پرسشها است، و صد البته در آندسته از جوامع که دولتها به دلایل عدیده میزان توانایی در پاسخگو بودنشان پایین است، به سادگی در مقابل طرح و طراح اینگونه پرسشها، قهر پیشه میکنند و بخصوص در مقابل روزنامهنگاران بطریق اولی این عمل را انجام می دهند. روزنامهنگاریکردي نیز در راستای رسالت خویش برای طرح اینگونه پرسشها ممکن است موجبات رنجش خاطر حاکمیت را فراهم سازد، که حاکمیت در برخورد با آن با یکی از گزینههای زیر در مقام پاسخ برآمده است: 1-1 تهي ساختن روزنامه كردي از ماهيت و محتوا و بار سياسي از طريق فشار وارد آوردن به مدير مسئول و سردبير در خصوص تغيير هيئت تحريريهي منتقد و كنار گذاشتن آنها، و پر كردن خلاء آنها با آثاري ضعيف و فاقد محتوا و بار انتقادي 1-2 سانسور روزنامه 1-3 لغو مجوز چاپ و انتشار روزنامه 1-4 عدم اعطای وام به صاحب امتیاز برای چاپ و نشر روزنامه. 1-5 عدم اعطای کاغذ سوبسیدی به روزنامه. 1-6 توقیف روزنامهنگار 1-7 از بین رفتن امنیت شغلی با توقیف روزنامه و بیکار شدن روزنامهنگار. 1-8 رسوبات نگاه امنیتی به رفتار سیاسی روزنامهنگار کرد. 1-9 قرار داشتن روزنامهنگاری کردی در مقابل اتهام تجزیه طلبی و در نتیجه بالا بودن درجه میزان آسیب پذیری و بیمناک نوشتن و .... 1-10 تحت تاثیر عامل نهم مبتلا شدن روزنامه نگاری کردی به خود سانسوری 2- چالشهاي روزنامهنگاريكردي برآمده از مخاطبين كرد و جامعهي كردي. به همان اندازه و ميزاني كه نحوه نگرش و كنش حاكميت ميتواند بر روي مسلهي روزنامهنگاري و كار روزنامهنگاران آثار سوء برجاي بگذارد، نحوه نگرش و رفتارهاي مخاطبين و فرهنگ سياسي آنها نيز به همان اندازه ميتواند به نوع خوب يا بد در استمرار حيات يك روزنامه يا مرگ زودرس آن موثر باشد، كه از اين ميان دو پديده و دو نوع فرهنگ سياسي نسبت به حيات روزنامه ميتواند بسيار مخرب و زيانبار باشد، كه در پي ميآيند و بنظر ميرسد كه علاوه بر وجود اين دو آفت در جامعهي كردي، افات ديگري از جانب مخاطبين روزنامههاي كردي، از بطن جامعهي كردي بوجود آمده و به طرق مختلف روند روزنامهنگاري كردي را مخدوش ميسازد. آندسته از آفات و چالشهايي كه برآمده از بطن جامعهي كرد و مخاطب كرد بوده و در روند پروسهي روزنامهنگاري كردي اختلال و ناكارآمدي ايجاد ميكنند عبارتند از: 2- 1 مبتلا شدن جامعهي كردي و مخاطبين كرد به محافظهكاري افسار گسيخته و در يك عبارت فرورفتن در لاك بيتفاوتي اجتماعي و گريزان شدن شهروندان كرد از هر نوع رفتار و پديده و عملي كه ممكن است آنها را به حوزهي دنياي سياست نزديك سازد، غالباً در همهي جوامع سياسي پس از تجربه كردن انقلابات و جنگها و آنهم جنگهايي داخلي عارضهي بيتفاوتي اجتماعي امري حتمي است، و در حقيقت بارزترين و شاخصترين دو نوع رفتار سياسي كه در جامعهي كردي بروز كرده است بيتفاوتي اجتماعي و گريز از سياست از يك سو و راديكال بودن از سوي ديگر بوده است، كه اين هر دو به نوع خاص خود، سبب ايجاد اختلال در همهي رفتارهاي گنجيده و تعريف شده در قالب مدنيت سياسي از جمله روزنامهنگاري ميشوند، با بروز بيتفاوتي، تعداد خوانندگان روزنامهها دچار ريزش شده و روز به روز از تقاضا براي كالاهاي فرهنگي مانند روزنامه كاسته ميشود، امروزه در اثر پديدهي بيتفاوتي اجتماعي تقريباً در شهرهايي با بيش از 50 هزار نفر جمعيت، به سختي يكصد نسخه از روزنامههاي كردي بفروش ميرسند، و اين باعث مرگ روزنامهنگاري كردي خواهد شد.
2-2 پتانسيل بالاي شعريت سياسي در جامعه كردي در مقاطعي زماني و بهنگام حادث شدن يك سري از رويدادها هم در داخل كردستان و هم در عرصههاي بينالمللي، تب سياسي در بين آحاد جامعهي كردي روبه افزايش مينهد، به عبارت ديگر به دلايل عديدهي روانشناختي، جامعه شناختي و سياسي.... پتانسيل تبديل شدن رفتارهاي سياسي در جامعهي كردي در مقاطعي از تاريخ بسيار بالا بوده است، بطور مثال دو رويداد تاريخي در تاريخ سياسي ملت كرد هر كدام به نوع خاصي درجه و ميزان التهاب سياسي در جامعهي كرد را بالا بردند. يكي دستگيري عبدالله عبدا... اوجالان و ديگري تاسيس دولت خودمختار اقليم كردستان در شمال عراق. تاثير سوء التهاب سياسي موجود در جامعهي كردي را شايد بتوان با قيد احتياط در واژهي ((استيلاي شعريت سياسي)) بر پروسه و فرايند رفتارهاي سياسي ملت كرد خلاصه كردو همانگونه كه ذكرش آمد، به دليل استيلاي شعريت سياسي، درجه و ميزان رفتارهاي احساسيشان نزول شعر، احساس است و منظور از شعريت سياسي، فوران احساس و عاطفه بهنگام انجام عمل سياسي است، بهنگام حضور در عرصه رفتار سياسي در بين كردها بسيار قابل توجه است، و اين همان پتانسيلهاي راديكاليسم است، كه در فضاي يك جامعهي مبتلا به راديكاليسم و افراطگرايي و احساسي تعريف كردن حوزهي سياست، روزنامهنگار را نيز به تب خويش آلوده و مبتلا ميسازد و ناخواسته روزنامهنگاري را به دنبال خود به هر سويي و چه بسا به سراشيبي سقوط نيز ميكشاند، كما اينكه روزنامههايي در كردستان طي سالهاي دور و نزديك ناخواسته بمنظور عقب نماندن از كاروان راديكاليسم موجود در جامعه بازدن تيترهايي مالامال از شعريت سياسي، با پاي خويش به پاي چوبه دار رفتند!! 2- 3 سومين آفتي كه بوسيلهي مخاطبين و جامعهي خوانندگان كرد مبتلا به روزنامهنگاري كردي شده و آن را را دچار مشكل ساخته و ميسازد، اين است كه بسياري از قشر روزنامهخوان در جامعهي كردي قادر به خواندن جرايد كردي نيستند، و جز گروهي خاص تقريبا تمايل به خريد و مطالعهي جرايد كردي بسيار كم است، البته اين مسله به نوع ديگري نيز ممكن است صورت گرفته باشد، و آن اينكه محتوا و ماهيت جرايد كردي در مقايسهي با روزنامههاي فارسي زبان بسيار پايين بوده و در نتيجه ميل و رغبتي براي مطالعهي آنان باقي نميماند. 3 – چالشهاي روزنامهنگاري كردي برآمده از خود روزنامهنگاران كرد نيز كمتر از آفات و چالشهاي پيشين نبوده و چه بسا پارهاي از آنها بمراتب زيانبارتر نيز باشند. كه در نگاهي كوتاه و مختصر ميتوان اينگونه برشمرد. 3- 1 غير حرفهاي بودن روزنامهنگاران كرد، روزنامهي مدرن همچون خود جامعهي مدرن پيچيده و مستلزم تخصص و مهارتهاي فكري و دانشهاي گوناگون است، روزنامه آئينهي تمام نماي همهي مسائل جامعه است، از اقتصاد و تكنولوژي و تجارت گرفته تا مذهب و آسيبهاي رواني و نابسامانيهاي سياسي اجتماعي و آموزش و ... كه هر كدام از اين مسائل مستلزم آن است كه متخصص آن حوزه براي انعكاس و بيان مشكل در آن حوزه بنويسند، مشكل اقتصادي را قدر مسلم آنكه بايد متخصص اقتصاد بنويسد و سياسي را سياسي و فرهنگي را متخصص فرهنگ و قسص عليهذا. حال آنكه تقريبا در غالب موارد، نويسندگان ستونهاي روزنامه هاي كردي افرادي بودهاند، غير متخصص و نا آشنا و حتي بيگانه با الفباي آكادميك آن موضوع، و تيره بختتر از همهي حوزهها، در فرايند روزنامهنگاري كردي، حوزهي سياست است، چه بسا بيشترين آثار و نوشتههاي غير آكادميك و غير علمي نيز در لابلاي صفحات روزنامههاي كردي در همين حوزه سياست نوشته شدهاند، چاپ و نشر آثاري بنام متن سياسي و صد البته عاري و تهي از هرگونه پشتوانهاي تئوريك، هزينههاي بيشماري را بر روي دوش پروسهي روزنامهنگاري كردي تحميل كرده و ميكند. آثار غير حرفهاي مخاطب و خواننده را به بيراهه ميبرد، اما پس از تنها چند شماره از چاپ آن، مخاطبين روزنامه دچار ريزش شده و روزنامه مذكور به انزوا و مرگ خود خواسته ميميرد، و اين هنگامي است كه قبل از آنكه درج و چاپ و نشر آثار غير حرفهاي هزينههاي ديگري بر جامعه و مخاطبين خود تحميل و بار نكرده باشد، هزينههايي از قبيل تحريك و تهييج اذهان و افكار عمومي نسبت به كنشهاي غير عقلاني بنام عمل سياسي و آلوده و ملتهب ساختن فضا و عرصهي سياسي جامعه همه و همه از تبعات و آثار نوشتههاي غير حرفهاي در روزنامهها توسط روزنامهنگاران غير حرفهاي است، كه در كارنامهي روزنامهنگاري كردي به وفور از اين نوع يافت ميشوند. 3- 2 بيگانگي و بيتوجهي روزنامهنگاركرد به متدولوژي و اپيستمولوژي: دومين آفت و نقيصهاي كه زائيدهي عمل و ماهيت كار خود روزنامهنگاري كرد بوده و از طريق هزينهها و چالشهايي فرا روي پروسه و فرايند روزنامهگناراي كردي ايجاد شدهاند، بيگانه بودن بسياري از روزنامهنگاران فعلي و پيشين كرد به اصول متدولوژي واپيستمولوژي است عدم توجه به روش شناسيMethodology و معرفت شناسي Epistemology اولين پيچ در غليتيدن در ورطهي غير علمي فكر كردن، نوشتن و قضاوت كردن است، در بسياري از آثار نوشته شده روزنامهنگاران كرد، در آ؛از نوشتار يك ادعاي بزرگ و دهن پركن مطرح ميشود و خواننده با مطالعه بارهاي مكرر آن نوشتار نميتواند دلايل و عللي از بطن آن نوشتار براي اثبات ادعاي مطروحه در آن بيابد، و نويسنده از آنجايي كه با روششناسي و معرفت شناسي، بيگانه است، خواننده خود را قبل از آنكه مجاب سازد، رها كرده و چه بسا حتي در پارهاي از آثار منتشره از متن و بطن خود نوشتار دلايل متقن و محكمه پسندي ميتوان عليه ادعاي طرح شده در آن نوشتار يافته و با يك روش سقراطي، با استناد به نوشتههاي خود نويسنده ادعاي وي را تكذيب كرده و رد نمود. به دليل بيگانه بودن روزنامهنگاران كرد به متدولوژي و اپسيتمولوژي، تقريبا بسياري از نوشتارها، صرفاً حالتي توصيفي داشته و به سختي ميتوان از بطن آنها پرسش و فرضيه و متغيرها را استخراج نمود. 3-3 پيشداوري سياسي توسط روزنامهنگاركرد، آفت و چالش ديگر فراروي روزنامهنگاري كردي كه برآمده از كار و ماهيت عمل خود روزنامهنگاران كرد است عبارت است از گرفتار آمدن روزنامهنگار كرد در چنبرهي پيشداوريهاي سياسي و به تبع آن صدور حكم در يك دادگاه غيابي و مالا به مغلطه انداختن خواننده و مخاطب. روزنامه به عنوان عاليترين ابزار روشنگري در جامعهي سياسي داراي رسالتي است وراي منافع سياسي و حتي ايدئولوژيك. رسالتي بنام كشف حقيقت و كنار زدن پردههاي ابهام از روي حقيقتهايي كه چه بسا تلخ باشند، هم براي حاكميت و هم دسته و گروهها و بازيگران در عرصه اجتماع و سياست روزنامه نگاري كه با نگاهي آميخته به قدسيت به پديدهاي ، يك نهاد، يك دولت، يك حزب، و يك شخصيت سياسي بنگرد، خواسته و ناخواسته دچار عارضهي پيشداوري شده و در ضمير ناخودآگاه خويش تمامي انسانها و بازيگران عرصهي سياست را به دو دسته تقسيم بندي ميكندو آنهايي كه همچون دولت محبوب وي، حزب محبوب وي و رهبر محبوب وي ميانديشند، خوباند و شايسته ستايش، و آنهايي كه همچون دولت، حزب و رهبر سياسي محبوب وي نميانديشند بهتر آنست كه سركوب و نابود شده و از دايره سياست و حتي حيات بيرون افتند. 3-4 گرفتار شدن روزنامه نگار كرد در نوسان دوگانه ميان محافظهكاري- راديكاليسم: در غلتيدن در ورطهي نوسان محافظهكاري از يك سو و راديكاليسم از سوي ديگر از آفات و چالشهاي اساسي روزنامهنگاري كردي است، در گذشته، روزنامهها و جرايدي بودند، كه به دليل افراط و زيادهروي در راديكاليسم و تندروي سياسي، قبل از آنكه شمارههاي چاپ آنها |