ارتباط با ما پیوندها

حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات شماره جدید

 

بایگانی

 

 

هم، باتوجه واکنش قاطع معلمان درمورد سانسوروسیاست تؤطئه سکوت رژیم ورسانه باصطلاح ملی صدا و سیما وبهره گیری معلمان از رسانه های برون مرزی از یک سو و استفاده از اعتراضات سراسری و تاکتیک تعطیل درس در مدارس و حتا تشکیل تجمعاتی درنقاط دیگرشهرتهران (درسه ایستگاه پر جمعیت مترو) تاحدی خنثی شده است. اما صرفنظر از هوشیاری معلمان نسبت به طرفندهای رژیم،رمزتداوم و موفقیت تاکنونی جنبش را باید قبل ازهرچیز دردو عامل مهم جستجو کرد:

نخست مستقل بودن آن ازجناح های حکومتی وعدم توهم به هردو جناح. اکنون درنزد آن ها حاجی(وزیرآموزش وپرورش دولت خاتمی) و فرشیدی(وزیرآموزش و پرروش دولت احمدی نژاد)، سروته یک کرباسند.لازم به اشاره است که بخش هائی ازجنبش معلمان دراعتراضات سالهای گذشته خودهنوزبه درجاتی نسبت به برخی جناح ها وعناصرنفوذی رژیم توهماتی داشتند ولاجرم درمواقعی حاکمیت می توانست بااعمال نفوذ خود آن ها را دچارسرگردانی وتشت کند. ولی خوشبختانه اکنون چنین نیست. دومین و مهم ترین رمزبقاء و تداوم جنبش را باید درترکیب تؤامان حرکت جنبشی وتشکل و سازمانیابی جستجوکرد.بی شک این پدیده وبکارگیری آن بزرگترین آموزه ای است که هم جنبش معلمان برای تداوم وپیشبرد حرکت های بعدی خود بدان نیازمند است وهم بهره گیری ازاین تجربه برای بقیه جنبش های طبقاتی و اجتماعی واجد اهمیت است. چرا که دربرابررژیم هارو سرکوبگری چون جمهوری اسلامی که بی قانونی مطلق برآن حاکم است،تنها ترکیب این دوعامل  است که می تواند تداوم حرکت را تضمین کند. دستگیری وتهدید نمایندگان معلمین نشان می دهد که یکی از تاکتیک های اصلی رژیم برای کنترل حرکت،ایجاد شکاف بین نمایندگان وتشکل ها با  بدنه است.تجربه های بسیاری درسطح ملی و بین المللی همواره  نشان داده اند که قدرت های حاکم وارتجاعی،علی القاعده می توانند در شرایط مختلف وبدرجاتی،"رهبران" وفعالان جنبش های مردمی را بخرند یا مرعوب و متزلزل کنندو ازطریق آن ها به هدف های خود نائل گردند.شانس انجام این کارمعمولا خیلی بیشتر از شانس خرید ویامرعوب کردن خود جنبش هاست. تحلیل کانون صنفی معلمان ایران،دربند 5تحلیل خود با اشاره به همین واقعیت می نویسد"کانون آسیب پذیر است اما جمعیت جلوی مجلس آسیب پذیر نیست. بلندگو را می توانند خاموش کنند اما فهم فرهنگی را نسبت به تبعیضی که درک می کند چه می کنند؟ پس اگر اقداماتی اینچنینی می کنند ما باید بدانیم که فقط موقتا روی زخم چاکی را بدون بخیه بسته اند.

باور کنید چه با حضور کانون و چه بی حضور کانون معلم بیدار است و از تبعیض بیزار است."و البته هرچه جنبشی بتواند پایه های توده ای خود را فعال تر کند، شانس موج سواری دشمن کمتر وکمترمی شود.آن چه که به طبقات حاکم اجازه کنترل وبی اثرکردن جنبش ازطریق کنترل ازبالا و ازطریق "رهبران" و نمایندگان را می دهد،همانا خود پدیده "رهبری" است که امکان کنترل جنبش ازبالا توسط  آنها را فراهم می کند.بهمین دلیل تقلیل این مسأله صرفا به یک امر اخلاقی و خصایص افراد،و جستجوی علل آن در خیانت وضعف رهبران نادرست بوده و منجربه نتیجه گیری ها وراه حل های غلط ونیم بندی می گردد .مثلا نظیرجستجو و یافتن رهبران "انقلابی تر"بجای رهبران کنونی وامثالهم، ونه یافتن و تقویت مکانیزم های کنترل "رهبران" ازسوی پائینی ها.علت اصلی امکان کنترل جنبش ازبالا توسط رژیم وطبقه حاکم،قبل از هر چیز ناشی ازپدیده جداشدن وخلع ید قدرت ازخود حنبش وبدنه آن و تمرکزآن دررهبری و رهبران است که منشأ اصلی فساد را تشکیل می دهد. بهمین دلیل ضروری است که جنبش ها ازهم اکنون ازسرسپردگی به رهبران و کیش اطاعت بیرون آمده و خود نقش فعال ومستقیمی را درتصمیم گیری های اصلی و کلان و نظارت وحسابرسی بررفتاروعملکرد"رهبران"بعهده بگیرند و در حقیقت بجای سپردن نقش رهبری جنبش به افراد وعناصر معین،خود درحوزه های اصلی و کلیدی متقبل آن گردند. بهمین دلیل مراداز جنبش اگربه معنای سیاهی لشکر نباشد، واگربه مثابه  یک امر خود بنیاد ودارای ظرفیت خودرهان فهمیده شود،خشت اول این سمت گیری راازهمین حالا باید نهاد واگرازاین منظربه پویائی وگوهررهائی بخش جنبش بنگریم، کلام نخستین آن چنین خواهد بود:رهبر بی رهبر. امر رهبری و هدایت جنبش توسط نخبگان را به چوبانان برای هدایت گله وبه بورژوازی برای کنترل کارگران وشهروندان واگذارید. خود آنها بقدرکافی دراین هنرسررشته دارند وجنبش سوسیالیستی ورهائی بخش دراین عرصه خود را رقیب بورژوازی نمی بنید که بجای مثلا فلان بورژوا،دربهترین حالت، فلان کارگررا به نشاند و خیال کند که بدینسان راه رهائی خود را یافته است. همانطورکه اشاره شد دراصل رهبری درخود جنبش وهمراه آن است وازآن منفک نیست وباندازه ای که ازآن جداشود وبه افراد وعناصرتفویض گردد، ولوآن که این فرد کارگرباشد، بهمان اندازه قدرت ازمنشأ وصاحبان واقعی خود جداشده و به مثابه نیروی قاهرو بیگانه ای دربرابرش ظاهرمی شود.تمکین به چنین روندی دربهترین حالت غلطیدن ازمسیردموکراسی مستقیم ومشارکتی به دموکراسی وکالتی ونمایندگی-یعنی اسیرشدن درتاروپود سیستمی است که جامعه طبقاتی و وبورژوازی برای جداکردن قدرت ازتوده ها و مسخ کردن دموکراسی ساخته وپرداخته است.بنابراین جنبش های خودرهان ازآن گونه اسبها نیستند که پابرزمین بکوبند وشیهه بکشند تا مگرکسی برای تاختن سوارشان بشود. برعکس ازویژگی های اصلی این نوع جنبش ها آنست که خود عنان نمایندگان را بدست گرفته و آن هارا کنترل می کند.

 آن چه که سازماندهی جنبشی با ویژگی خود رهان را ازسازماندهی های  بوژوائی-حتاازنوع جنبشی آن-متمایزمی کند همانا فاصله گرفتن از سازماندهی نوع سلسه مراتبی و مبتنی بر اصل رهبری است که درآن قدرت ازبالابه پائین توزیع می شود. وحال آن که درنوع جنبشی ِ ازنوع خودرهان،این بدنه ومجامع عمومی هستند که نقش اصلی را  درتصمیم گیری ها و نظارت ها برعهده دارند.واگذاری حق تصمیم گیری به "رهبران" و اتخاذ تصمیم گیری دورازچشم بدنه،همواره مهم ترین خطری است که موجودیت وحیات نوپای این گونه جنبش ها را تهدید کرده وآن را به سیاه لشکری فرمانبرداردتبدیل می کند.سازماندهی جنبشی با تبدیل رهبران به  سخنگویان،درپاسخگوکردن سخنگویان دربرابربدنه هائی که به کانون ثقل تصمیم گیری ها تبدیل می شود،درچرخش وتکثر سخنگویان، درنظارت برعملکردآن ها،درتقویت هم آهنگی گردان های خود گردان به جای تبدیل آن ها به عوامل اجرائی صرفِ تصمیماتی که بیرون ازآن ها گرفته می شود،تقویت شبکه های ارتباطی افقی دربرابرعمودی و مبتنی برسلسه مراتبی که وظیفه اشان تقویت اطاعت کورکورانه دستورات و منتزع کردن قدرت ازخود صاحبان قدرت است ونظایرآن متعین می شود.نه درتقلیل آن به صرف جایگزینی یک کارگر به جای غیرکارگردرچهارچوب همان سیستم سلسه مراتبی.وقتی که مارکس درپرتو تجربه کمون پاریس دریافت که کارگران نمی توانند به صرف  تصاحب ماشین دولتی  بورژوائی آن را دراختیارخود بگیرند،بلکه باید آن را درهم شکنند،درواقع نظر به همین ماهیت اسارت آور ساختارسلسه مراتبی آن دارد.وبرهمین قیاس کارگران با تصاحب ساختارهای بورژوائی قدرت وبا تکیه برآنها نمی توانند امرخود رهانی و خود حکومتی را که گوهراصلی نظام سوسیالیستی واندیشه پایه ای هرکمونیستی را تشکیل می دهد،به فرجام برسانند. نباید فراموش کنیم که تمرکزقدرت در بیرون ازتوده ها،همزاد تمرکزسرمایه بعنوان تجسم نیروی کارازخود بیگانه شده وحاکم برآن است وایندوهمزاد می توانند با سهولت وبسرعت بیکدیگرتبدیل شوند.یک لحظه نباید فراموش کرد که قدرت جدا ازتوده ها منشأ همه شرها وسرآمدهمه ناکامی های جنبش های توده ای و خودرهان  است.بی شک پذیرش عملی این مسأله،برای بورژوازی که جای خود دارد،حتی برای برای گرایشات و جریان های مدعی حمایت ازجنبش ها امرساده ای نیست.اما باید بدانیم که مضمون واقعی ونهائی دفاع ازقدرت بیگانه شده بامزدوحقوق بگیران وبرفراز سرآنان،چه بدانیم و چه ندانیم جزدفاع ازامتیازات ومزایای جامعه طبقاتی و تیزکردن ابزارکنترل جنبش ها ازسوی بورژوازی و تهی کردن مضمون رهائی بخش وانقلابی آن ها نیست.

بی شک تاکتیک وقت گذرانی رژیم وانداختن مبارزه به دست اندازهای ایام تعطیلات نوروز،یکی ازشگردهای اصلی رژیم برای خنثی کردن اعتراضات معلمان است. اما خوشبختانه راه پیشروی تاکتیک مزبور تااین لحظه به دلیل هوشیاری وپافشاری معلمان برانجام فوری خواست های خود وتعیین ضرب العجل های زمان بندی شده مسدود ودستکم دشوارشده است. رژیم اکنون دربرابردوگزینه سرکوب گسترده و یا پذیرش خواست معلمان قراردارد. گزینه اول البته باتوجه به واکنش ها و پی آمدهای سرکوب یک جنببش با خصلت توده ای درمیان معلمان وبازتاب جهانی آن با مخاطرات نامعلومی همراه است.ازهمین رو برای نجات خود ازمخصمه کنونی،ناگزیراست نهایتا به در خواست معلمان تمکین کند.گرچه تمامی تلاش خود را برای مثله کردن مطالبات آنان وسپس کارشکنی درمرحله اجراءآن بکارخواهد برد. قابل پیش بینی است که رژیم هم چون مارزخم خورده،برای آن که مطالبات معلمان ازآنچه موجود است فراترنرود و وارد فازهای بعدی نشود وبخیال خود برای خنثی کردن بازتاب پیام های آن درمیان سایراقشارزحمتکش،حتا پس ازکسب پیروزی فشارهای گوناگونی را برای درهم شکستن مقاومت و تشکل ها وشبکه های مقاومت آن ها بکارخواهد گرفت.ازهمین رو نه فقط برای قطعیت یافتن عقب نشینی رژیم،جنبش کنونی بایدهم چنان برحضورهشیارانه و حضور درخیابان ادامه دهد وآمادگی خود را برای استفاده ازاهرم اعتصاب ها و جلب همبستگی هرچه بیشترسایراقشار زحمتکشان حفظ کند،بلکه حتی درصورت دست یابی به پیروزی دریک نبرد، برای خنثی کردن یورشِ بعداز ازپیروزی توسط رژیم،هوشیارانه آماده باشد تا دربرابرمارزخمی خورده، ازدست آوردهای خود دفاع کند. 

٣  سال انتظار!

هفتصد هزار معلم زير خط مطلق فقر!

عبدالحسین بحرینی

در وزارت آموزش و پرورش ۷۰۰ هزار نفر از معلمان كشور حدود ۱۳۰ تا ۲۵۰ هزار تومان حقوق مي‌گيرند! يعني در خط مطلق فقر زندگي مي‌كنند.

دومين تجمع معلمان در یك ماه اخیر روز ١٥ بهمن ماه  با حضور جمعيتي بزرگ از فرهنگيان جلوي درب مجلس شوراي اسلا‌مي در محاصره نیروهای امنیتی، برگزار شد. نمايندگان تشكل‌هاي صنفي معلمان استان‌هاي سراسر كشور گرد هم آمدند تا به اقدام دولت در استرداد لايحه نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارمندان اعتراض کنند. در اين همايش، نمايندگان تشكل هاي فرهنگيان از  استانها و شهرستانهای گيلان، اصفهان، تهران، همدان، كرمانشاه، كردستان، شيراز، اردبیل، آستانه اشرفيه، پاكدشت، خميني شهر، دزفول، خراسان و… حضور داشتند.

معلمان  خواستار تصويب و اجراي لايحه مديريت خدمات كشوري، و نظام پرداخت هماهنگ حقوق هستند.

نمایندگان تشكلهای صنفی معلمان در سخنان خود كه از یك بلندگوی دستی پخش میشد اعلام داشتند:

"رنج جانکاه تبعيض، ذهن فرهنگيان را آشفته کرده است."

"سه سال است که با مجلسيان در تعامل هستيم. گفتند فرصت بدهيد لايحه به مجلس بيايد. حالا که تصويب شده، دولت آقاي احمدي نژاد گفته است که پس مي گيریم. پس اين وزير در کابينه چه مي کند؟"

"صد نامه نوشتيم و جوابي ننوشتند، اين هم که جوابي ننويسند، جواب است!"" آنچه که هست بايد بين مردم عادلانه تقسيم شود."

همچنین معلمان در میدان بهارستان این شعارها را سر دادند:

"خجالت، خجالت، مدعي عدالت”، “مجلس به اين بي غيرتي هرگز نديده ملتي”، “مي مانيم تا حق خود بگيريم”، “تعطيلي مدارس، جواب طرح مجلس”، “وزير مترسك معزول بايد گردد”و…و سرانجام در بیانیه ٣ بندی معلمان گفته شده كه “مجلس تا ۲۵ بهمن ماه فرصت خواهد داشت تا نسبت به تصويب و ابلاغ مجدد اين لايحه اقدام كند در غير اين صورت اعتراض معلمان ادامه خواهد يافت… در صورت عدم تصويب اين لايحه، معلمان روز ۳۰ بهمن ماه و اول اسفند ماه در مدارس تحصن خواهند كرد”.به این ترتیب میبینیم، بار دیگر و پس از ٣ سال تلاش پراكنده  و  انتظار، معلمان آمده اند كه بگویند رنج جانكاه فقر و گرسنگی خود و خانواده هایشان را دیگر تحمل نخواهند كرد. آیا دور جدید مبارزات معلمان  انتظار دردناك و  فقر طاقت فرسایشان را خاتمه خواهد داد؟

 

قبلی

برگشت

بعدی