ارتباط با ما پیوندها

حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات شماره جدید

 

بایگانی

حقوق بشر و میثاق های آن

 

انتخاب واضح  و جام زهر

ناصر بشیری

در حالیکه روز به روز به طرح مجدد پرونده اتمی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد نزدیک می شویم، سیاستهای جرج بوش پسر هر روز شفاف تر و قاطع تر و سیاستهای حاکمان جمهوری اسلامی مبهم تر می شود.

مساله انرژی هسته ای ایران نیز امروزه به نقطه ای رسیده است که احتمال نتیجه برد-برد برای آن کاملا غیر قابل تصور است. پیشنهاد البرادعی آخرین احتمال حل آبرومندانه مساله انرژی هسته ای ایران بود که با مخالفت شدید آمریکا و تروئیکای اروپایی روبرو شد.در چند هفته گذشته معمولا روزهای زوج درایران اخباری حاکی از عزم قاطع ایران مبنی بر راه اندازی هزاران دستگاه سانتریفوژ و تکمیل برخی بخشهای پروژه هسته ای اعلام شده و در روزهای فرد نیز این اخبار تکذیب می شود.

همچنین صبحها از تریبونهای رسمی اعلام می شود که خطر جدی است و بعد از ظهر از تریبونهایی رسمی تر تمام تهدیدهای بلوف خوانده می شود.حاکمیت ایران تقریبا به دو دوسته تقسیم شده است.

· گروهی که معتقدند خطر کاملا جدی است ولی هیچ راهکار خاصی برای پیشگیری از آن را ندارند.

· گروهی که تهدید امریکا را خطری جدی نمی پندارند و راهکارهای کاملا مشخصی هم برای مقابله با آن تبلیغ می کنند.

و در حال حاضر مملکت را گروه دوم اداره می نمایند.

اگر نقل قولهای هاشمی رفسنجانی در دیدار اخیرش با نمایندگان مجلس صحت داشته باشد، شاید مهمترین تصمیم گیرنده در ایران نیز به جدی بودن خطر پی برده باشد. اما این مقام نیز برای پذیرش عقب نشینی در پرونده هسته ای و سایر مسائل مطرح میان ایران و آمریکا محذوریتهای فراوانی دارد.

اکنون حاکمیت جمهوری اسلامی علاوه بر مشکلاتی که از خارج از مرزها به سمتش هجوم می اورند مشکل داخلی بزرگی هم دارد.

رئیس دولتی که هنوز در فانتزی انقلابی سال 57 سیر می کند.

احمدی نژاد یک انقلابی تمام عیار است! !!؟

رئیس دولت کنونی ایران به تمام الزامات کلیشه ای فانتزی انقلابی ملتزم است، او پیش از انکه فکر کند، عمل می کند و بیش از آنکه عمل کند، شعار می دهد.

حاضر به سازگاری با امپریالیسم نیست و نابودی را به عقب نشینی ترجیح می دهد.

از دید احمدی نژاد و عقبه او میان ایالات متحده و ایران بجز سازش و ستیز گزینه دیگری وجود ندارد.

احمدی نژاد تقریبا به درستی باور دارد که از لحظه سازگاری با سیاستهای ایالت متحده تا مرگ گفتمان متبوعش راه زیادی نیست. و به همین دلیل و با تمام توان در مقابل وقوع این مساله ایستادگی می نماید.

رهبران جمهوری اسلامی که سرخوش از آسان شدن کشورداری در نتیجه افزایش قیمت نفت، احمدی نژاد را بر کرسی ریاست دولت نشاندند. اکنون برای هرگونه سازش با غرب و آمریکا مشکلی به نام احمدی نژادیسم هم دارند.

شاید در صورت افزایش فشارها جمهوری اسلامی برای پذیرش سازش راهی جز کنار گذاشتن طیف احمدی نژاد از حکومت نداشته باشد.نوشیدن چنین جام زهری نیاز به  تغییراتی در شرایط کنونی دارد.آمریکا نیز هوشمندانه با تحریک احساسات حاکمان ایران مساله را به نوعی تقابل حیثیتی تبدیل کرده است و در مرحله بعد نیز این حاکمان دانسته یا نادانسته همین احساس را به بدنه جامعه انتقال داده اند.در چنین شرایطی بدون تغییری در وضعیت موجود نوشیدن هر گونه جام زهر و یا پذیرش شرایط جامعه جهانی از نظر تندروهای داخلی پذیرش شکست است.

به همین دلیل برخی از مسوولین چندان بی میل نیستندتا با به بهانه ایجاد شرایط جدید نظیر تحریمهای جدی و یا حمله محدود نظامی به برخی تاسیسات ایران، تغییر استراتژی خود را اعلام نمایند.اگر در این میان تندروهای دو کشور ایران و امریکا از فرصت استفاده نکرده و برخورد محدود را به سمت بحرانی عظیم هدایت ننمایند. “THE CHOICE IS CLEARE

جرج بوش در سخنرانی خود در کنگره تکیه کلام کوتاهی در مورد ایران داشت:

"انتخاب برای ایران فوق العاده واضح است"

گمان می رود حداقل برای خود بوش اینکه ایران نیز هیچ راه دیگری ندارد بسیار واضح و روشن است،‌ این شفافیت در دوران قبل از حمله به عراق نیز  در کلام رئیس جمهور آمریکا به چشم می خورد

نگارنده همانطور که در مقاله های پیشین خود نیز یادآور شد قطعنامه شورای امنیت علیه ایران فی نفسه اهمیت خاصی ندارد بلکه فقط یکی از دستاویزهای ایالت متحده برای اعمال فشار بر ایران است. صحت این تحلیل در روزهای اخیر با افزایش فشار بر ایران در مسائل مربوط به صلح خاورمیانه،‌ حمایت از تروریسم، جنگهای ساختگی شیعه و سنی و مسائل مرتبط با نقض حقوق بشر تائید شده است.

یقینا حتی در صورت پذیرش قطعنامه شورای امنیت درمورد مساله هسته ای توسط ایران در کمتر از سه ماه پرونده ای دیگر از ایران در شورای امنیت مطرح خواهد شد.

چرا که ایالت متحده به هیچ وجه آمادگی پذیرش کشوری را در منطقه نفوذ آن که ادعاهای فرامرزی داشته باشد ندارد.

تعریف مرزهای امنیتی در فراسوی مرزهای جغرافیایی از شئون یک ابرقدرت نظیر امریکا و یا حداقل فرانسه و انگلستان است و مطمئنا چنین کشورهایی اجازه ظهور کشوری جدید در باشگاه ابرقدرتهای جهان را نخواهند داد.

و تا زمانی که ایران دست از این ادعای خود نکشد هر روز با بحرانی جدید روبرو خواهد بود.

این یکی از ثمرات استراتژی جدید ایالات متحده در منطقه خاورمیانه است.جرج بوش تلاش فراوانی دارد تا پروژه ای را که از آغاز ریاست جمهوری خود شروع نموده تا پیش از پایان دوران اقامتش در کاخ سفید به اتمام برساند.

بوش پسر برای اجرای سیاستهایش در منطقه هیچگونه توجهی هم به غرولندهای منتقدان داخلی و مخالفان بین المللی ندارد و به سادگی می تواند گزارش سنای امریکا در مورد لزوم برخورد ملایم تر در عراق را در کشو گذاشته و نقشه جنگی خود را به جای آن روی میز قرار دهد.مساله بقدری شفاف است که حتی مقتدی صدر و حزب الله لبنان نیز متوجه جدیت آن شده اند و به شکل کاملا آشکاری فیتیله را پائین کشیدند.

حاکمان ایران چه راهی را برخواهند گزید؟

آیا سعی می کنند تا با پذیرش ریسک بدتر شدن شرایط در فکر پذیرش جام زهر باشند؟

 یا می خواهند یکبار برای همیشه مساله احتمال برخورد با امریکا را با ایجاد این برخورد حل نمایند؟

آیا احتمال اتخاذ گزینه ای منطقی توسط حاکمیت جمهوری اسلامی وجود دارد؟

یورش نظامی نه،

فشار سیاسی تا نهایت، آری!

سید محسن سمیعی

گروهی از هم میهنان به بهانه پیش گیری از بروز درگیری ویورش نظامی آمریکا به ایران، می پندارند بهترین راه این است که سردمداران حکومت ایران را به پای میز مذاکره کشاند! از دید نگارنده این پیشنهاد، هیچ گونه دردی را دوا نخواهد کرد. آیا بیش از 3 سال گفت و گوی سه کشور غربی و دهها نشست و رایزنی با آنها، جز اینکه حکومت اسلامی زمانی بیشتر به دست آورده و در همآن زمان که در نشست ها شرکت می کرد، کار خود را پنهان به پیش برده و و پایگاه های ترور و آدمکشی خود در جهان را نیرومند تر کرده و به ریش جهانیان به خندد، نتیجه دیگری به سود مردم ایران داشته است؟

پس از پایان بازی های نشست و گفت وگو، بارها به روشنی شنیدیم که کسانی از این دست اندرکاران در پنهان کاری ها(از آن میان گفت و گوی تلویزیونی موسوی سفیر پیشین ایران در فرانسه)با چه وقاحت ویژه خود، از این نیرنگ و خرید زمان بیشتر سخن گفته و به آن افتخار کردند!

این دوستان می پندارند اگر این آدمکشان به پای میز مذاکره هم بروند هدفی جز دروغ گویی و نیرنگ بازی و پی گیری پنهان برنامه جنایتکارانه خود، خواهند داشت. واژگونه این پیشنهاد، نگارنده بر این باور است که حتا یک گام نیز در برابر این آدمکشان نباید پس گذاشت و تنها راه پیش گیری نهایی از یورش نظامی، در دست خود مردم ایران است که اگر بتوانند کار را یکسره کرده و این دستگاه زور و ستم را بهم بریزند. 

امروز و پس از 28 سال حکومت ملایان دیگر موارد زیر بر هیچکس پوشیده نیست:

1 ـ سرکردگان این رژیم یکی از آلوده ترین و بد نام ترین حکومت های جهان را نمایندگی می کنند.

2 ـ این حکومت برای نگاهداری قدرت پوشالی خود، به هر نیرنگ، جنایت، خیانت و آتش افروزی دست زده و در آینده نیز دست خواهد زد.

3 ـ این حکومت با سازمان ها و گروه های آدمکش و قاچاقچی جهانی در ارتباط است و این مورد تا کنون بارها و بارها با تکیه بر سند و مدرک، ثابت شده است. آنها حتا در چاپ و انتشار پولهای تقلبی در ابعادی میلیاردی دست داشته اند.(1)

4 ـ حکومت اسلامی بزرگترین سد پیشرفت و برقراری صلح در منطقه خاورمیانه است و تا زمانی که نفس می کشد، جز شرارت، تبلیغ و گسترش نفرت و کینه و آدمکشی و خون ریزی، کار دیگری نخواهد کرد.

5 ـ  در جهان کنونی می توان به روشنی ادعا نمود که این حکومت تنها حکومتی در جهان است که از رهبری آن تا رئیس شورای به اصطلاح مصلحت نظام، تا رئیس جمهور تحمیلی به مردم، بخشی از وزیران در دولت و بخشی از نمایندگان پارلمان آن و... یا خود مستقیمن در جنایت و آدمکشی، چه در سرزمینی که بر آن حکومت می کنند و چه در بیرون از مرزهای آن، دست داشته وبر علیه شهروندان کشور خود و شهروندان کشورهای دیگر از آرژانتین تا برلین و از کابل تا پاریس دست به ترور، بمب گذاری، آدم ربایی، تهدید، باج گیری، باج دهی و جاسوسی زده اند و یا فرمان دهنده، برنامه ریز و همکار دراین جنایت ها و خیانت ها بوده اند.

6 ـ حکومت ایران از "مصونیت" سیاسی دیپلمات ها در سفارتخانه ها در بالاترین و بی سابقه ترین اندازه خود سوء استفاده کرده و رد پای همه جنایت ها، خیانت ها و جاسوسی ها (بر علیه شهروندان ایرانی گریخته از جهنم"اسلامی") در سفارت خانه هایش یافت می شود.

7 ـ این حکومت تنها حکومتی است در جهان که رهبران رده نخست آن از علی خامنه ای و رفسنجانی گرفته تا رده های پایین تر، از سوی دادگاه هایی در چند کشور جهان با ارائه سند و مدرک و پس از بررسی های دراز مدت و چندین ساله، متهم به جنایت گردیده و هم اکنون کسانی از آنها از سوی پلیس جهانی تحت پی گرد بوده و دیگران نیز از آن میان شخص علی خامنه ای در آینده ای نزدیک، بسته به آنچه در ایران پیش آید، تحت پی گرد جهانی قرار خواهند گرفت.

8 ـ هیچ حکومتی در جهان یافت نمی شود که در مدت کوتاه 28 سال فرمانروایی خود، برای زیر پا نهادن حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی شهر وندان خود، و زیر پا نهادن قانون ها و قرار دادهای جهانی که خود امضا کننده آن بوده است، از سوی سازمان ملل و دیگر سازمان های گوناگون پشتیبان حقوق بشر، تا به این اندازه و پی در پی محکوم شده باشد. این در حالی است که ما توجه کنیم که این پس ماندگان از تاریخ و تمدن انسانی، چه پول ها از سرمایه های ملی ایرانیان را در راه تبلیغ، کسب وجهه و پیشبرد سیاست های پوچ و ضد انسانی خود و درراه زد وبند با این وآن دولت، خرید این وآن گروه یا سیاست مدار و یا هر کس دیگری که چشمه قدرتی در او سراغ دیده اند و در هر جا که ممکن بوده است، هزینه نکرده اند!

9 ـ تصور نمی شود که در دروغ گویی، دروغ سازی، نیرنگ بازی، آتش افروزی، پرونده سازی، دریدگی، بی خردی و خود بزرگ بینی و...  در اندازه هایی باور نکردنی، بتوان همتآیی برای این رژیم در جهان یافت.

 خوانندگان گرامی خود می توانند باز هم بر این لیست بیافزایند.

آن گونه که از داده ها بر می آید و با توجه به شورش ها، مخالفت ها، اعتصاب ها، تظاهرات ها ی دانشجویی، کارگری و کارمندی به بهانه و انگیزه های گوناگون که در زیر شدیدترین کنترل هاو فشارهای دولتی/امنیتی انجام گرفته است و می گیرد و با توجه به ابراز نفرت هر روز آشکارتر  وگسترده تر مردم از رژیم اسلامی، با توجه به بی خردی و لجاجت کودکانه رژیم که ایران را به لبه پرتگاه ویرانی نزدیک ساخته است؛ می توان به روشنی بیان کرد که بیشترین بخش مردم ایران مخالف ادامه زندگی ننگین این رژیم بوده و خواستار برافکندن آن هستند.

کار زورگویی و ستم گری این رژیم در ایران، به آنجا رسیده است که بخشی از هم میهنان ما از سر ناچاری و ندیدن راه چاره ای برای رهایی از شر این حکومت آلوده، گنده گو و هوچی، خواستار یورش نظامی آمریکا به میهن خود هستند. کسانی از

 

قبلی

برگشت

بعدی