ارتباط با ما پیوندها حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات شماره جدید

 

بایگانی

 

 

واقعیتی همیشه برای ما مسئله ساز بوده و باعث پراکندگی این نیروها شده است. البته تک تک ما هم در این قضیه سهیم و مقصر هستیم. همان‌طور که شما هم گفتید اگر هر کدام از ما به اندازه‌ی خودمان در محیطی که قرار داریم، حرکتی در جهت افشاء رژیم انجام دهیم، مسلماً وضعیتی که خواهیم داشت بهتر از اینی که هست، خواهد بود.

* بیاییم سؤال قبلی را به اجزاء مختلف تقسیم کنیم، فاکتورهایی نظیر فرقه‌گرایی، بینش‌های ایدئولوژیک و تعلقات تشکیلاتی در مواجهه با زندان سیاسی، که در نتیجه به خطی شدن و خطی دیدن این پدیده منتهی شده، تأثیرش در مراسم‌های هر ساله‌ی ما قابل توجه بوده است. بگذارید نظر شما را در این باره بشنویم.

ـ من در اظهار نظرم، بیشتر در رابطه با اپوزسیون چپ؛ جریانات چپ و کمونیستی توضیح خواهم داد، چرا که جریانات دیگر از جمله جریانات مذهبی، خودشان می‌توانند جوابگوی مسایل و عملکردهای خودشان باشند. همان‌گونه که تشتت و پراکندگی در جریان‌های چپ وجود دارد، در آن جریانات، از جمله جریانات مذهبی هم این پراکندگی و تشتت را می‌بینم. به سؤال شما برگردم، من فکر می‌کنم به خاطر این که رژیم ضرباتی به بدنه‌ی جریانات چپ وارد کرد و بخش وسیعی از نیروهای اصلی آن را قلع و قمع کرد، به عبارتی سرهای تشکل‌ها زده شد و الان بدنه‌ها هستند که حرکت می‌کنند، به همین خاطر تشتت‌ها وجود داشته است. در کنار این مسئله، انجمن‌ها و تشکل‌هایی تشکیل شده‌اند که خط دهنده‌ی «رفرمیسم» هستند و چهارچوب‌های «قانونی» را بهترین گزینه برای حرکت خودشان می‌دانند. مجموعه‌ی این مسایل باعث شده که دلسردی و رکود بیشتری به وجود آید. مثلاً شرایطی را به وجود می‌آورند که توابین هم بتوانند در جلساتی که تشکیل می‌دهند، شرکت کنند...

* بخشی از سؤالی که طرح کردم تمرکز داشت بر اثرات اجتماعی آن نگرش‌ها [فرقه‌گرایی، مرزبندی‌های ایدئولوژیکی و...] در نحوه برگزاری سمینارها و مراسم‌های یادمان عزیزان اعدامی. به نظر شما تأثیرات اجتماعی این نگرش‌ها در بخش کیفی مراسم‌های مورد اشاره چه اندازه مؤثر بوده است.

ـ اتفاقاً به خاطر همین مسئله بود که در سال گذشته تعدادی از زندانیان به عنوان اولین قدم حرکتی را شروع کردند... اگر دقت کرده باشیم در شهرها و کشورهای مختلف جهان هر ساله مراسم‌هایی برگزار می‌شود که از نظر ما بخشی از آنها به شکل تکراری انجام می‌گرفته، که حداقل تا سال گذشته این‌گونه بوده (حال امیدوارم مراسم‌های امسال کیفیت متفاوتی داشته باشد) چنان چه گفتم اغلب آن مراسم‌ها حالت یکنواختی داشته و همیشه هم برگزارکنندگان آنها از طیف خاصی بوده‌اند. ولی آن‌طور که اشاره کردم، سال قبل تعدادی از بچه‌های زندانی ابتکار عمل را به دست گرفتند و خودشان مجری آن برنامه شدند. البته اختلاف نظرهایی که در طیف‌ها و گرایشهای سیاسی هست باعث می‌شود که برنامه‌ها آن کیفیت لازم را نداشته باشد.

* برای متمرکز شدن به قسمت خالی ظرف، یعنی برای پاسخ به سؤال «چه باید کرد؟» گفتگوی ما می‌تواند ما به ازای اجتماعی داشته باشد. چرا که شما و دوستانتان در سال گذشته سمینار نسبتاً موفقی را در رابطه با زندانیان سیاسی برگزار کردید و قول داده‌اید که تلاش‌تان ادامه‌دار باشد. اگر بخواهید سیمنار سال گذشته را در دو بند تعریف و خلاصه کنید، بزرگترین نقطه‌ی قوت و بزرگترین نقطه‌ی ضعف آن را در چه می‌بینید؟

ـ از نظر من هیچ حرکتی نمی‌تواند بدون نقطه ضعف باشد. امّا نقطه‌ی قوت سمینار سال گذشته در ابتکار عملی بود که زندانیان سیاسی سابق خودشان برگزارکننده و مجری آن مراسم بودند...

* به عبارتی معتقدید که صرف برگزاری آن سمینار با روشی که به آن اشاره کردید، نقطه‌ی قوت آن بوده است.

ـ دقیقاً! برگزار شدن آن سمینار با روشی که به آن اشاره کردم، نقطه قوت آن بود، و البته استقبالی که از آن صورت گرفت هم دلیلی بر این ادعاست...

* تمرکزی هم داشته باشید بر نقطه ضعف سمینار.

ـ نقطه‌ی ضعف آن می‌تواند در ابعاد مختلفی باشد؛ از جمله مسئله تدارکات، و این که اقشار مختلفی می‌توانستند در آن شرکت کنند ـ که نکردند.

* همین اظهار نظر آخرتان را دنبال می‌کنم. سمینار سال گذشته شما که به ادعای دوست و دشمن سمینار نسبتاً موفقی در مقایسه با سمینارهای گذشته بود، به اسم «زندانی سیاسی» برگزارشده بود. شما و دیگر دوستان برگزار کننده هرگز اعلام نکرده بودید که این گردهمایی برای یادمان زندانیان سیاسی طیف چپ، و یا بهتر گفته باشم برای طیفی از زندانیان سیاسی چپ خواهد بود. در سمینار شما، نه تنها زندانیان سیاسی مذهبی (از طیف‌های مختلف) نماینده یا سخنرانی نداشتند، نه تنها ملی‌ها و ملی ـ مذهبی‌ها نماینده‌ای نداشتند (بگذریم که زندانیان عقیدتی هم مورد بی‌مهری قرار گرفته بودند) حتا در طیف چپ هم سخنرانان گزینش سیاسی شده بودند. اگر این واقعیت ساده را بپذیرم که سمینارها محلی برای ارائه دیدگاههای مخالف و مختلف سیاسی است، و نه محلی برای اتحاد عمل‌ها، از این زاویه فکر نمی‌کنم که سمینار سال گذشته شما سمینار موفقی بوده باشد.

ـ می‌خواهم اشاره کنم به اولین مصاحبه‌ای که در آن دوره خود من با «رادیو همبستگی» داشتم. سؤالی که از من کردند این بود که: «چه طیف‌هایی می‌توانند در آن سمینار شرکت کنند»؟ و «چه کسانی می‌توانند به عنوان سخنران نظراتشان را ارایه دهند»؟ همان جا من مشخص کردم؛ درست است که «گفتگوهای زندان» تریبون زندانیان سیاسی چپ و رادیکال است، امّا تمام زندانیان سیاسی که قربانی جنایات جمهوری اسلامی بوده‌اند می‌توانند در این سمینار شرکت کنند و سخنران داشته باشند، به استثنای کسانی که چه در رژیم گذشته و چه رژیم فعلی شکنجه‌گر بوده‌اند، و یا دخیل در کشتارها بوده‌اند. به طریق اولی ما نمی‌توانیم با سلطنت‌طلبان سمینار مشترکی بگذاریم، هر چند که آنها ادعا کنند که ما هم زندانی سیاسی داشته‌ایم. ده سال دیگر «خامنه‌ای» هم می‌تواند ادعا کند که من هم زندانی سیاسی بوده‌ام!                                                      ادامه دارد

 

قبلی

برگشت

بعدی