ارتباط با ما پیوندها حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات شماره جدید

 

بایگانی

 

 

تحجر" یا انجمن "حجتیه"

سید علیرضا ریون                                   قسمت اول

خطر اصلی برای کشور در حال حاضر جریان اقتدارگرایی است نه تحجر. اقتدارگرایان امروز در ایران برای تثبیت موقعیت خودشان از هر ابزاری استفاده می کنند و پدیده قشری گری هم یکی از ابزارهایی است که اقتدارگراها برای منحرف کردن افکار عمومی از مسائل اصلی و مشغول داشتن آن به خرافات و اوهام یا عقاید تحریف شده و خرافه آميز مذهبی از آن استفاده می کنند.

نکته قابل توجه در این است که مطرح کنندگان بحث تحجر از يک تنوع و تکثر سياسی برخوردارند. بعنوان مثال می بینیم که هم زمان با هشدار آقايان خاتمی و کروبی نسبت به خطر تحجر از جناحی کاملاً متفاوت از ايشان آقای ده نمکی هم به اين بحث می پيوندند و هشدار نسبت به بازگشت تحجر می دهند .

اين هشدارها اولاً ناظر بر کدام تشکل یا شخصیت سیاسی است و ثانياً دلیل دل نگرانی از سلطه یا بازگشت این تفکر در ارکان حکومت از چه ناحيه ای است؟

البته ترویج و گسترش سازمان یافته تحجر در ایران امروز یک واقعیت است، اما به نظر من آنچه که مهم است تحلیل ریشه ها و علل این پدیده در شرایط کنونی است. به عبارت بهتر باید به این سوال پاسخ گفت که آیا پدیده قشری گری در ايران، پدیده ای است مستقل؟

یعنی می خواهم اين پرسش را مطرح کنم که آيا ما امروز با یک خطر مستقلی به نام تحجر مواجه هستیم یا اینکه این پدیده یک پدیده وابسته است که جریان دیگری در جهت رسیدن به اهداف و مقاصد خودش از آن استفاده ابزاری می کنند؟

البته در بحث هائی که از جانب شخصيت های مختلف نسبت به خطر تحجر مطرح شده عموماً انگشت اشاره ايشان متوجه انجمن حجتيه بوده اما مشکل اصلی به جناح اقتدارگرایی باز می گردد که از انجمن حجتیه یا در واقع جناح تحجر دارد استفاده ابزاری می کند. اما واقعیت امر آن است که ما شاهد بودیم که آیت اله خمینی در طول حیات شان سخت ترین مواضع را نسبت به انجمن حجتیه داشتند و کلاً با مسئله تحجر یک خط کشی صریح و مشخصی برای خود ترسيم کرده بودند تا جایی که در فرازی از یکی از پیام هایشان صراحتاً چنين گفتند.

«در فيضيه فرزند خردسالم مرحوم مصطفی از کوزه ای آب نوشيد. کوزه را آب کشيدند چون من فلسفه تدريس می کردم! خون دلی که پدر پيرتان از اين گروه متحجر خورد از هيچ گروه ديگری نخورد    می خواهم بگویم که مسئله انجمن حجتیه به عنوان شاخصه ای که در قضیه تحجر از طرف اکثر شخصیتها مطرح شده دارای یک اصالت و واقعیت است. لذا چنانچه قائل به اصالت انجمن حجتیه در فضای تحجر باشیم. بحث این است که اولاً چرا این انجمن که پیش از انقلاب بزرگترین ادعایش آن بود که تشکیل هر نوع حکومتی تا قبل از ظهور امام زمان حرام است اکنون تمایل به نفوذ در ارکان حکومتی پيدا کرده که تا قبل از انقلاب نافی آن بود؟

آیا این را بايد به حساب یک استحاله فکری بگذاريم يا یک فرصت طلبی سياسی ؟

چون این روزها اصطلاحاتی مانند تفکر سنتی، تفکر قشری، تحجر و حتی بنیادگرایی وجود دارد ، اینها با هم در واقع مخلوط می شوند و از هر کدام در جای دیگری استفاده می کنند. لذا چند مقوله را باید از هم تفکیک کنیم. یکی مسئله سنتی ها يا مذهبی های سنتی است و دیگری جریان بنیادگرا یا اقتدار گرا است و یکی هم پدیده تحجر است

به نظر من جريان اسلام سنتی بعنوان يک نوع از نگاه های دينی هر چند که پاسخگوی نیازهای روز نیست اما در حد خودش یک جریان دارای پرنسیب است و اصول و قواعد ایمانی خاص خودش را دارد. به عنوان مثال در تفکر سنتی حریم خصوصی انسانها محترم است و تجسس در امور شخصی حرام است و همچنين ویژگیهائی که بدلیل التزام ايشان به فقه در این جریان و تفکر همواره وجود داشته

در کنار این ما جریان دیگری داریم به نام اقتدارگرا که یک تفکر جدید و محصول دوران جدید است. البته منظورم از جديد بحثی ارزشگذارانه نيست بلکه می خواهم بگویم که محصول این دوره جدید است و فاقد سابقه و پيشينه فکر دینی است.

بارزترین مشخصه آن ایدئولوژی تمامت خواهانه و حداکثری است و بر خلاف تفکر اسلام سنتی برای ايشان هیچ یک از امور دینی و فقهی واجد تقدس نيستند. برای اقتدارگرايان، قدرت حرف اول را می زند و برای حفظ قدرت هر عملی قابل توجیه است. مثلا در همان ماجرای معروف کنفرانس برلین شما دیدید که صدا و سیمای جمهوری اسلامی تصویر رقص زن نیمه برهنه را هم که از نظر تفکر سنتی کاملا حرام است با بی پروایی به نمایش گذاشت. چون نمایش این صحنه در آن زمان در خدمت این جریان وعلیه مخالفان آن عمل می کرد. من با توجه به این تفکیک حالا می خواهم بگویم خاستگاه تحجر وجمود که امروز تبلیغ و ترویج می شود، تفکر انجمن حجتیه نیست، تفکر انجمن حجتیه هم یک تفکری بوده است در گذشته و الان هم وجود دارد که در واقع مشخصه آن نوعی تحجر قشری گری است. تفکر حجتیه یک برداشت قشری از دین بوده و هست، که مهمترین مشخصه آن هم جدایی دین از سیاست بود در حالیکه جمود و قشری گری که امروز تبلیغ وترویج می شود در خدمت سیاست است.من فکر می کنم که ما در ایران با چیزی به نام سازمان تشکل یافته ای انجمن حجتیه مواجه نيستيم اما آن تفکر ممکن است با دگردیسی که دربرخی از صاحبان آن تفکر رخ داده، الان در خدمت جریان اقتدارگرا قرار گرفته باشند. لذا در ترویج تحجر ممکن است حجتیه های سابق نقش داشته باشند اما این نقش آفرینی کاملا ابزاری و در خدمت احزاب اقتدارگرا است.

اتفاقات هم مهم است چون مشاهده می کنیم که روزنامه کیهان که علی الظاهر در طول سالهای گذشته طلایه دار مخالفت با انجمن حجتیه بود، اکنون مدافع بعضا یک سری مواضعی شده که می بینیم آن مواضع مورد حمایت انجمن شاخص حجتیه هم هست. در واقع این یک شاخص خوبی است برای تشخیص ماهیت این پدیده ای که ما در حال حاضر با آن مواجه هستیم. این پدیده را ما نمی توانیم به کل انجمن حجتیه تقلیل بدهیم. اگر این کار را بکنیم فکر می کنم در ارزیابی واقعیت موجود دچار خطا شده ایم و آن خطر وتهدید یا مقوله اصلی که در حال حاضر مسئله ماست را آنچنان که باید و شاید، دقیق ارزیابی و تحلیلش نمی کنیم و به دلیل همین ارزیابی غلط هم شاید راه را به خطا برویم. اما چنانچه به خاستگاه نوين اين تفکر نگاهی بياندازيم دچار يک تناقض می شويم. ببينيد اساساً از آنجائی که بحث بازگشت تحجر عمدتا بازگشتی دارد به روی کار آمدن دولت جدید و بعد از روی کار آمدن دولت جدید بود که انگشت اشاره متوجه جناح تحجر شد. لذا اين طور متبادر به ذهن می کند که شاخص جناح تحجر هيات حاکمه جديد است . لذا اگر اين استنباط درست باشد سوالی که بلافاصله خودش را تحميل می کند آنست که چنانچه به مبانی دموکراسی پایبند باشیم اگر این تفکر حالا چه متحجر هست یا نیست، با تکیه بر مبانی انتخاباتی دموکراتیک بر سر کار آمده، چه دلیلی دارد که از برسميت شناخته شدن اش در ارکان قدرت اجتناب ورزیده می شود؟لوازم دمکراسی حکم می کند حداقل تا زمانیکه با انتخابات دموکراتیک ولو متحجرين به قدرت رسيده باشند، باید پذیرای مُلکداری آنها بود.اين تحجر وجمود امروزی که خود را در قالب و سطحی وسیع و گسترده به حاکمیت وارد کرده ابتدا در جلسات و مراسم مذهبی و عزاداری ها شکل گرفت. تبلیغ غلوآميز در مورد چهره های دینی و اوهام و خرافه در این مراسم آغاز شد. عزاداری ها، سبک ها وشیوه های خاصی به خودش گرفت. اما تا چند ساله پیش این ها جریانات حاشیه ای بود اما طی سالهای اخیر این پدیده توسط بخشهایی از حاکمیت دامن زده شد. بهترین دلیل برای اینکه این پدیده در ایران با قدرت درآميخته این است که صدا و سیما طی سالهای اخیر مهمترین مروج اینگونه مراسم مذهبی بوده و حتی مراسم عزاداری این هیئت ها را در مواقع متعددی به صورت مستقیم پخش کرده.

گذشته از آنکه برخی از این هیئتها هم از نظر مالی وابسته به برخی نهادهای قدرتمند هستند و شما اگر سری بزنید به شهرهای مختلف ایران شعبه های هیئتهای عزاداری معینی را می بینید که در کنار یک نهاد نظامی ساختمان بزرگ و نوسازی دارد. این پدیده با حمایتهایی که عرض کردم طی سالهای اخير به تدریج گسترش پیدا کرده.

ادامه دارد

 

قبلی

برگشت

بعدی