ارتباط با ما پیوندها

حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات شماره جدید

 

بایگانی

 

 

مسئولان برای توجیه این کمبودها از تازه تاسیس بودن این دانشگاه می گویند واینکه تا کنون زمان کافی برای تشکیل این نهاد ها را نداشته اند. این ادعا در حالی مطرح می شود که بیش از یکسال از تقاضای تعدادی از دانشجویان (حداقل 400 نفر) درحمایت از تشکیل چنین نهادهایی می گذرد و با جواب "تقاضای شما بایگانی شد" مسئولان مواجه می شود.در صورتی که در همین دانشگاه چهار نفر در یک روز مجوز تشکیل کانون مذهبی می گیرند ومسئولان به آنها بودجه، مکان، فضا وتمام امکانات لازم را می دهند( هر چند ما نیز وجود این کانون ها را در دانشگاه لازم می بینیم ولی در کنار کانون های دیگر). این اقدام مسئولان حداقل این شائبه را برای دانشجویان به وجود می آورد که آنها عملا دانشگاه را برای5% تا 10% دانشجویان می خواهند ومابقی 90% دانشجویان رافقط برای تامین هزینه های مالی در دانشگاه پذیرفته اند و عملا برای آنها هیچ برنامه و طرح فرهنگی ، هنری و آموزشی ندارند.به همین دلیل است که دانشگاه امام رضا نمی تواند مانند دیگر هم خانواده های خود چون دانشگاه امام حسین،امام صادق و... نیمه متمرکز باشد.(یعنی در دو مرحله دانشجویان خود را بپذیرند. مرحله اول اعلام بیش از ظرفیت ومرحله دوم مصاحبه و گزینش. تا از ورود افرادی که سنخیتی با تفکر حاکم بر دانشگاه ندارند جلوگیری شود.)که علاوه بر مشکلات مالی میتوان به سطح پایین علمی دانشگاه و هراس از اینکه در صورت نیمه متمرکز شدن همین

 دانشجویان نیزبه این دانشگاه نیایند را اضافه کرد .در اینجا یک سوال را مطرح می کنیم و آن این که چرا مسئولان با  ایجاد نهادهایی از جمله شورای صنفی و انجمن اسلامی مخالف هستند.این مساله از نگاه ما به نوع نگرش آنها به دانشجویان بر میگردد.از نگاه معاونت فرهنگی، دانشجویان دانشگاه امام رضا طلبه هایی هستند که هر روز صبح که به دانشگاه می آیند باید دعای عهد برگزار کننند سپس به جلسه تفسیر قرآن و کلاس حرم شناسی و...بروند.(هرچند که تاکید می کنیم  وجود هر نهادی ضروری است.)ولی این آقایان باید بدانند که اسم ها مسئولیت می آورد.چرا آنها اسم دانشگاه را حوزه علمیه امام رضا نمی گذارند؟ به خاطرآنکه می خواهند در این عرصه هم حرفی برای گفتن داشته باشند.پس لازم دیدند نسبت به دانشگاه های دیگر یک انقلاب فرهنگی  دیگرانجام دهند تا مطابق با سلیقه های خویش آنجا را اداره کنند.دانشجویان باید در این دانشگاه آنطور فکر کنند که معاونت فرهنگی می خواهد.آنطور راه روند که رییس دانشگاه می پسندد و نظر سنجی و نهاد های دانشجویی و ...معمولا سوءاستفاده هایی است از سوی دانشجویان برای آزردن مسئولان و زیر سوال بردن زحمات آنها!

در باب مسائل فرهنگی میخواهیم فقط این سوال را از مسئولان بپرسیم که شما به دانشجویی که به این دانشگاه می آید و پس ازچهار سال تحصیل می خواهد فارغ التحصیل گردد چه داده اید؟

آیا دانشجو در این محیط ارتقای فکری ، فرهنگی، آموزشی  پیدا کرده؟

آیا شما توانسته اید معنای حضور در محیطی متفاوت را در مقایسه با دبیرستان و جامعه به او نشان دهید؟ما به پرسیدن همین سوال در این قضیه اکتفا میکنیم و اصلا نیازی به ارائه منظور خودمان در طرح این سوال نمی بینیم.در انتها این نکته را یادآور می شویم که شاید تا حدی به جو حاضر در دانشگاه امام رضا بر میگردد و آن هم ترس و واهمه ی دانشجویان از گفتن خواسته هایشان است.ترس از اینکه مبادا اگر خواسته های خود را بیان کنند و یا اگر در مقابل مسئولین(البته به حق) بایستند مورد بدترین برخورد ها قرار بگیرند و با اخراج و توبیخ و تعلیق مواجه شوند. اگر کسانی نیز این اعمال را انجام دهند در وهله اول به عقل آنها شک می کنند و سپس به خود می گویند  حتما فکر اخراج به سرشان زده است و قدر موقعیت خود را نمیدانند. و این تمام تفکری است که دانشگاه به دانشجویانش می دهد.این دانشجویان فردا مردان و زنان این جامعه می گردند و البته همیشه دکتر نوروزبیگی (ریاست دانشگاه) و حجت الاسلام گلستانی(معاونت فرهنگی) و...بالای سر آنها نمی مانند. و شاید مانند کشورهمسایه مان عراق خدای نکرده روزی امریکا نیز سری به ایران بزند و آنوقت است که این مردان و زنان فقط قبول شرایط را فرا گرفته اند و آموزه های فکری،دانشگاهی و جوانی شان برای کشورشان ذلت و بدبختی به ارمغان خواهد داشت.

خدایا چنین کن سرانجام کار         تو خشنود باشی و من رستگار

آمران قتلها:

کابینه امنیتی دولت جدید ایران

   بخش دوم                                 تنظیم: سید محسن سمیعی

پور محمدی و قتل های زنجیره ای سال 1998

 مصطفی پورمحمدی در سال 1998 زمانی که مامورین وزارت اطلاعات پنج روشنفکر وفعال سیاسی برجسته ایرانی را به قتل رساندند، معاون وزیر اطلاعات بوده است:

·داریوش وپروانه فروهر در 22 نوامبر درمنزل خود در تهران به قتل رسیدند

·مجید شریف در 20 نوامبرناپدید شد وجسدش 25 نوامبر درخیابانی در تهران یافته شد

· محمد مختاری در تاریخ3 دسامبر ناپدیدو جسدش در 9 دسامبر پیدا شد

· جعفر پوینده در تاریخ 9 دسامبر ناپدید و جسدش در 13 دسامبر در حومه شهر تهران یافته شد.

داریوش وپروانه فروهر ازفعالان پرسابقه سیاسی و رهبران حرب ملت ایران از سال 1951 به این سو بوده اند. شریف، مختاری وپوینده به عنوان نویسندگان وروزنامه نگاردگراندیش شناخته شده بودند.

این قتل عام  در ایران به "قتل های زنجیره ای" شهرت دارد.  به دلیل فشار رییس جمهوری وقت محمد خاتمی، در 5 ژانویه 1999  وزارت اطلاعات قبول کرد که مامورین این وزارت  در طراحی این قتل ها دست داشته اند. در نتیجه این تصدیق، مقامات ایرانی، 18 نفررا دستگیر وانها را به دست داشتن در این قتل ها متهم کردند. در 20 ژوئن 1999 دادستان مجتمع قضایی نیروهای مسلح اعلام کرد که مغز متفکر پشت این قتل ها یکی از مسئولین عالی رتبه وزارت اطلاعات به نام سعید امامی است و امامی نیز درحبس خودکشی کرده است.

سازمان دیده بان حقوق بشر، با چندین روزنامه نگار وفعالان حقوق بشر در ایران مصاحبه کرده است . آنها در این خصوص اظهار داشته اند، مسئولیت قتل های زنجیره ای مقامات عالی رتبه دیگر این وزارت خانه را نیز در برمی گیرد. اکبر گنجی خبرنگاربرجسته به صورت گسترده ای در این خصوص نوشته است. در خصوص این اظهارات، ناصر قوامی، رییس سابق کمیته قضایی مجلس ششم، گفت: " متأسفانه اين پرونده از ابتدا مسير طبيعي را نپيمود و ريشه‌يابي نشد و كساني كه فرمان قتل‌ها را صادر كرده بودند، هيچ گاه معلوم نشدند و به جرم آنها رسيدگي نشد و تا وقتي به اين پرونده‌ها رسيدگي نشود، اتفاقات ناگوار اين چنيني احتمال دارد كه باز هم تكرار شود."

در نوامبر سال 2000، داوودسلیمانی عضو دیگر مجلس ایران، به اینکه آمران  قتل های زنجیره ای دور از دسترس تحقیقات قضایی بودند اعتراض کرد. او گفت: " هميشه موضوع آمران و عاملان پرونده در هاله‌اي از ابهام بوده‌اند و اين موضوع افكار عمومي را راضي نكرده است لذا با نويد رييس قوه‌ي قضاييه بايد آمران و عاملان محاكمه شوند تا ضريب امنيتي جامعه بالا رود و در نتيجه كسي به خود اجازه ندهد قانون‌شكني كرده و دست خود را به جنايت آلوده كند."

کمیسیون اصل نود مجلس، طبق ماده ای ازقانون اساسی ایران که به پارلمان قدرت می دهد که از همه بخش های قوای سه گانه تحقیق وتفحص کند، در اگوست سال 2000 تحقیقات خود را در این زمینه اغاز کرد اما قادر نشد تا آن را  کامل کند. مطابق گفته حسین انصاری راد، رییس این کمیته گفت: " ما در رسيدگي به اين پرونده به اشخاصي رسيديم كه قدرت برخورد با آن‌ها را نداشتيم، بنابراين پرونده مسكوت ماند." او افزود:" حسب قراين و شواهدي كه تاكنون در روزنامه‌ها منتشر شده و بعضي از علايم و شواهدي كه وجود دارد و نمي‌توان از آن گذشت، پرونده از يك پيچيدگي خاصي برخوردار است و بيش از متهماني كه رسما اتهام به آنان وارد شده و يا افرادي كه مستقيما مباشر اين حادثه بوده‌اند، حسب نقدهاي بسيار، احتمال دخالت و دست داشتن افراد ديگر از بيرون و به عناوين مختلف در اين پرونده وجود دارد."

یک منبع با آگاهی دست اول از تحقیقات کمیسیون اصل نود به سازمان دیده بان حقوق بشر گفت:" تحقیق کنندگان از درگیر بودن پورمحمدی

 

 

قبلی

برگشت

بعدی