ارتباط با ما پیوندها

حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات شماره جدید

 

بایگانی

حقوق بشر و میثاق های آن

 

گورکن!

سید محسن سمیعی

سوم تير ماه هزار و سيصد و هشتاد و چهار که به آخر رسيد، شايد آقای خامنه ای، رهبر حکومت اسلامی، شادمان ترين فرد در سرتاسر ايران بود.

او حالا می توانست نفسی به آرامی بکشد و اخباری را که از ستادهای انتخاباتی شورای نگهبان و وزارت کشور می رسيد، نشانه ای بر تحقق آرزوی ديرينه ی خود بيابد.

برای او در انتهای روز «حماسی» سوم تير، قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، تازه به حقيقت پيوسته بود. همه ی قوا، تحت کنترل مستقيم او قرار می گرفتند! «حضور حداکثری» مردم در انتخابات، «تثبيت» نظام، نشستن فرزندی خلف از سلاله ی بسيج و سپاه بر صندلی رياست جمهوری، اين، همه ی آن چيزهايی بود که آيت الله در انتظار آن ها روز شماری کرده، فريادهای خشم آلود همقطاران سابق خود را تحمل کرده، در برابر متهم شدن فرزند خود به آلودگی و تقلب، سکوت کرده و با «سعه صدر» ويژه ی يک «رهبر خردمند»، غريو جمعيت هراس زده ای که عزيزترين فرزندان او را به «فاشيسم» متهم می کردند، نشنيده گرفته بود...

تاريخ می گويد سلاطين و خودکامگان، اما، همواره وقتی غافلگير حوادث شده اند، که خود را در اوج «پيروزی» و «قدرت» می ديدند و از حکم رانی خود احساس رضايت کامل می کرده اند.

اگر هم تعبير «رئيس جمهور» منتخب، در مورد «آغاز انقلاب سوم»، صحيح نباشد، اما اين حقيقت دارد که ايران بعد از انتخابات نهم رياست جمهوری، وارد دوران تازه ای می شود که ناشناخته ها در آن بسيارند. رايج ترين و عاميانه ترين نتيجه گيری از اين دوران تازه، اين است که حکومت «يک دست» شده و توانايی خويش را در برابر امواج مخالفت ملی و بين المللی تقويت خواهد کرد. بگير و ببندها افزايش يافته و فضای سياسی – فرهنگی بسته تر خواهد شد. هر چند اصلاح طلبان برای آن که بتوانند به نفع هاشمی رفسنجانی رای جمع کنند، در فاصله يک هفته از بيست و هشت خرداد تا سوم تير، تا توانستند اين تصورات را تقويت کردند و از «تعطيلی بازار بورس» تا «پرده کشی خيابان ها» را به «دولت احمدی نژاد» نسبت دادند و چنان تصويری از حکومت بعد از اصلاح طلبان ساختند، که قاهر به هر کاری است، اما در حقيقت هنوز به درستی نمی توان ارزيابی کرد «حکومت يک دست» زير فرمان بيت رهبری، تا کجا قادر است تمايلات خود برای سرکوب جنبش دموکراتيک در کشور ما و استقرار تام و تمام «دولت اسلامی» را، عملی سازد.

انتخاب احمدی نژاد، هر چند دست حکومت را برای پيش برد چنين سياستی باز خواهد کرد، اما هزينه های سنگينی را نيز بر بر گرده ی آن خواهد گذاشت که چه بسا زودتر از تصور، مستی «پيروزی» را از سر رهبر حکومت بپراند و «حماسه» سوم تير را به کابوسی هولناک تبديل سازد.

تبعات انتخاب احمدی نژاد و تشکيل حکومت «يک دست»، سه عرصه ی مناسبات درون حکومت، مناسبات حکومت با مردم و مناسبات حکومت با جامعه ی بين المللی را دستخوش تغييرات خواهد ساخت.

• حکومت اسلامی 

يک دست شدن حاکميت، به دليل وجود تفکر انحصاری و ايدئولوژيک بر مجموعه ی نظام سياسی، هيچ وقت به صورت کامل متحقق نخواهد شد و اختلافات و درگيری ها از شکاف های تازه ای که ايجاد خواهد شد، بيرون خواهد زد. اما در حال حاضر آيت الله خامنه ای و گروه محدود اطرافيان او موفق شده اند همه قوا و نهادهای نظام سياسی – حقوقی کشور را مستقيما در اختيار خود بگيرند. برای اين موفقيت ليکن، تا همين جا بهای سنگينی پرداخته اند و همه ذخايری که در شرايط بحرانی می توانستند در جهت حفظ نظام اسلامی عمل کنند، به شدت لطمه ديده اند. هاشمی رفسنجانی که پيش از اين، از او به عنوان «مرد بحران های سخت» حکومت اسلامی نام برده می شد، در اين انتخابات به مهره سوخته ای تبديل شد.

اتوريته ی راز آلودی که او هم در حکومت، هم در جامعه و حتی در ميان دول خارجی، در اطراف خود ايجاد کرده بود، اکنون شکسته است و دشوار است او بتواند از پس اين شکست، يک بار ديگر کمر راست کند.

اصلاح طلبان حکومتی به سرنوشت تلخ تری گرفتار شدند. افسانه ی حمايت افکار عمومی از اصلاح طلبان در اين انتخابات فرو ريخت، تز «مشارکت حداکثری» مساوی با پيروزی اصلاح طلبان، بی اعتبار شد و آن ها در هر دو مرحله ی انتخابات شکست خوردند. اصلاح طلبان بدون اين که بر ناکامی خود در مرحله ی اول انتخابات تامل کنند، با حمايت از هاشمی رفسنجانی و پيوند دادن سرانجام و سرنوشت اصلاحات با وی، مرتکب خطايی بزرگ تر از شکست های خود شدند و اعتبار آن ها در نزد بخش های وسيعی از جامعه ی دموکرات ايران بيش از پيش خدشه دار شد و فرو ريخت.

عدم ايستادگی آن ها در برابر تقلب های انتخاباتی و پشت پا زدن به ان چه که در مراحل اوليه ی انتخابات گفته بودند، موقعيت آن ها را به پائين ترين سطح نزول داد.

به اين ترتيب نيروی ذخيره ای که می توانست در شرايط سخت بحرانی به کمک «نظام» بشتابد و آن را به نام «اصلاح»، از خطر سقوط نجات دهد، از يک سو به دليل ولع رهبری حکومت برای تصاحب همه ی قدرت و از سوی ديگر به دليل اشتهای اصلاح طلبان برای حفظ تکه ای از قدرت به هر قيمت، به شدت آسيب ديد.

تنها «اپوزيسيون قانونی» يعنی نيروی ملی – مذهبی نيز با شريک شدن در سرنوشت اصلاح طلبان، در اين شکست سهيم شد. مهندس سحابی بعد از اعلام حمايت از معين گفت: سرمايه ای کسب کرده ايم که نمی خواهيم آن را مصرف نکرده باقی بگذاريم. اين سرمايه اکنون مصرف شده است، اما ثمره ای برای ملی – مذهبی ها به همراه نياورده است.

ولايت فقيه با کنار گذاشتن لايه های مختلف حکومت اسلامی و جريان های نزديک به ان، به زور تقلب و عوامفريبی و افشاگری های بدون حد و مرز، لايه های واسط ميان حکومت و جامعه را ضعيف و نازک کرده و هسته ی اصلی و سخت خود را مستقيما در برابر تندبادهای حوادث آينده قرار داده است.

• جامعه ايران

رای چند ميليونی گروهی از مردم زحمت کش جامعه به احمدی نژاد، نمی تواند آسيب های زيانبار حذف لايه های واسط ميان ولايت فقيه و جامعه را جبران کند. اين نيرو نه در عرصه ی سياسی از تحرک و حساسيت بالايی برخوردار است و نه اساسا
 

قبلی

برگشت

بعدی