ارتباط با ما پیوندها

حقوق بشر و میثاق های آن

ملاحسنی

مقالات

شماره جدید  


 

بایگانی

 

 

اميد به تغييرات رنگ باخته است

یکتا غفوری

پاسخ اول‌:

در همه انتخابات­های جمهوری اسلامی هميشه يک عنصر نمايشی قوی وجود داشته و انتخابات مورد بحث هم مستثنا نخواهد بود. بعلاوه، با طرد اصلاح­طلبان حکومتی جنبه تشريفاتی و بي­خاصيت اين انتخابات بيش از پيش برجسته خواهد بود. با همه اين­ها اشتباه است اگر فکر کنيم که اختلافات و کشمکش­های درونی از حاکميت جمهوری اسلامی رخت برخواهد بست و يکدستی بر آن سايه خواهد افکند. از همین الان پيداست که حاکميت آتی هم يکدست نخواهد بود و بذر جدال­های درونی در اين حاکميت از هم اکنون افشانده شده است که در مسأله کانديداتوری رياست جمهوري، در برخورد به بحران اتمي، در برخورد به آمريکا و غرب، و همچنين در برخورد به مسائل داخلی کاملاً مشهود است.

پاسخ دوم‌:

به­اعتقاد من اهميت اين انتخابات از انتخابات دوم خرداد سال 76 (و حتا از انتخابات سال 1380) به­مراتب کمتر است. در آن دوره  جامعه اميدی به تغيير داشت، جدال و قطب­بندی و تب و تابی در کار بود، همين­ها شوروشوقی به مردم برای شرکت مي­داد. اما انتخابات خرداد 1384 نه از لحاظ داخلی و نه از لحاظ ابعاد بين­المللی آن دارای چنان اهميتی نيست. زيرا مدتهاست که اميد به تغييرات داخلی از طريق حاکميت در چشم مردم رنگ باخته است و از لحاظ جنبه بين­المللی نيز قدرت مانوری برای رژيم باقی نمانده است که بتواند  مانند روزهای رفسنجانی يا خاتمی سر دنيا را گرم کند. غرب و جمهوری اسلامی ايران بيش از در مقابل يکديگر قرار مي­گيرند و فرجه برای جمهوری اسلامی هرچه تنگتر مي­شود. احتمال اين را که يکی از کانديداهای رياست جمهوری بتواند تغييری در اين روند بدهد ضعيف مي­دانم و بنه همين دليل تصور مي­کنم انتخابات از اين لحاظ نيز بي­خاصيت و بي­رونق خواهد بود.

اما در پاسخ به اينکه موضع ما در مقابل حمله احتمالی آمريکا به ايران چيست، مقدمتاً بايد بگويم با درنظر گرفتن عوامل و شرائط کنوني، اين احتمال را خيلی ضعيف مي­دانم. در واقع اين مسأله آکتوئل نيست که بشود روی آن موضع مشخص و عملی گرفت و بيشتر يک بحث کلی مي­باشد. اما در همين حد بايد بگويم ما موافق حمله نظامی آمريکا به ايران نيستيم و معتقديم که تحول سياسی و اجتماعی در ايران بايد از آگاهی و اراده و خواست و مبارزه توده­های مردم اين کشور نشأت بگيرد. خود ما سالهاست که در همين راستا و با همين ديد مبارزه کرده­ايم و تلاش ما از اين پس نيز کماکان آگاه کردن و به ميدان آوردن  توده­ها برای ايجاد يک تحول انقلابی خواهد بود. اما مايلم همين جا اضافه کنم که با نظری که در ميان بخش­هايی از چپ ايران در اين مورد وجود دارد موافق نيستم و آنهم اين که از شدت مخالفت با آمريکا و حمله احتتمالی آن، اهميت تحول دموکراتيک در ايران در نظرشان کمرنگ مي­شود. نبايد فراموش کرد که مسأله اصلی برچيدن سايه جمهوری اسلامی از سر مردم ايران و دموکراتيزه کردن جامعه ايران است. کمبود خطرناک به­عقيده من فقدان يک جبهه وسيع دموکراسي­خواهی اصيل در ايران است. جبهه­ای با پلاتفرم روشن آزادي­خواهانه و خواست­های دموکراتيک پيگير که بتواند وسيع­ترين نيروهای خواهان تحول دموکراتيک در ايران را گرد آورد و اگر نه آلترناتيو دست­کم به يکی از آلترناتيوهای آينده ايران ­تبديل شود. به­شرطی که نيروهای چپ و دموکرات ايران بتوانند يک چنين جبهه وسيع دموکراسي­خواه و عدالت­خواه ايجاد کنند و پشتيبانی مردمی واقعی کسب نمايند، مي­توانند از تضاد غرب با جمهوری اسلامی نيز در راستای همين هدف کمال استفاده را ببرند.

پاسخ سوم‌:

گرچه پيش­بينی قطعی از حالا دشوار است، اما تصور من اين است که انتخابات بسيار سرد و بي­رونق خواهد بود و با عدم شرکت گسترده­ای مواجه خواهد شد. اميدوارم اين حالت پيش نيايد که مردم از سر مخالفت با يک جريان حکومتی به جريان حکومتی ديگری رأی بدهند، کل جمهوری اسلامی بايد آماج تحريم قرار بگيرد.

پاسخ چهارم‌:

توصيه اکيد من اين است که به­هيچ وجه در اين انتخابات شرکت نشود. رژيم جمهوری اسلامی بايد با يک نه بسيار نزرگ مواجه شود، صندوق­های رأی بايد خالی بماند، افلاس جمهوری اسلامی بايد هرچه عيانتر به نمايش درآيد، اين تحريم نه از سر نوميدي، نه از روی سرخوردگی از سياست، بلکه بايد يک تحريم بسيار فعال باشد، فعالان سياسی داخل کشور و جوانان و دانشجويان بايد وسيعا در بين مردم کار کنند و مردم را به يک عدم شرکت آگاهانه و متحدانه تشويق نمايند. هيچ سستی و اهمالی در اين زمينه جايز نيست، بايد با تمام قوا در عرصه کار کرد و ورشکستگی جمهوری اسلامی را به همه دنيا نشان داد.

علی لاریجانی کاندید ریاست جمهوری!!!؟

سعید رسولی

علي لاريجاني، مدير عامل پيشين صدا و سيماي جمهوري اسلامي در مصاحبه با جام جم، نشريه اين سازمان، براي نخستين بار درباره آنچه که در دوران مديريت خود در صدا و سيماي جمهوري اسلامي شاهد بود سخن رانده است.
علي لاريجاني در اين مصاحبه از خاطرات خود در صدا و سيما که اوايل انقلاب در سن 21 سالگي وارد آن شد گفت، و از درگيري با ابوالحسن بني صدر، رئيس جمهور وقت که در نهايت توسط رهبر انقلاب از رياست جمهوري عزل شد و به خارج از کشور گريخت.
علي لاريجاني به مديريت ده ساله اش که اخيرا به پايان رسيد نيز اشاره مي کند.
طرفداران حجت الاسلام سيد محمد خاتمي، رئيس جمهوري اسلامي، در طول رياست جمهوري هشت ساله او صدا و سيما را متهم مي کنند که تنها يک خط فکري، خط جناح راست را تبليغ مي کرد.
علي لاريجاني از سرمايه گذاري و اختصاص بودجه بيشتر به صدا و سيما براي برداشتن اين گامها حمايت کرد، اما به بزرگترين جنجال بودجه اي مربوط به صدا و سيما در ساليان اخير نپرداخت، يعني بحران سياسي که در نتيجه تلاش اصلاح طلبان مجلس ششم براي تحقيق و تفحص در مورد سوء استفاده هاي مالي در صدا و سيما به عمل آمد.
اینک مردی با اوصاف که خودش اعلام کرده که همیشه نوکر بی چون چرای خامنه ای است .چگونه می تواند در خدمت مردم باشد و وظایف رساندن حق مردم به خودشان را انجام دهد .
برای اطلاع و یاد آوری ایشان عراقی هستند و همانطور که می دانید این اجنبی ها تماماً بصورت نوکر و مزدور در خدمت جانیان و خائنین کشور هم چون خامنه ای ، رفسنجانی ، جنتی ، طبسی ، مصباح یزدی ، مکارم شیرازی و ... هستند که این چنین با وحشیگری به تاراج جان و مال مردم ایران مشغولند .
اینک کاندید شده آیا ارزش رفتن به پای صندوق حتی برای نه گفتن به اینان را دارد من که اصلاً به پای صندوق نمیروم .
شما چی ؟

 

 

قبلی

برگشت

بعدی