|
|
ارتباط با ما | پیوندها | مقالات | شماره جدید |
|
بایگانی |
|
|
٦. چه مکانی؟ با وجوديکه اصولا حقوق کودکان و حفظ و رعايت آن توسط خانوادهها و حکومت چندان تعريف نشده و هنوز با ادبيات قانونی تبيين جايگاه و نقش کودکان همنوا نشدهايم ، ولی پديده خشونت عليه کودکان عمدتا از نظر اقتصادی نزد فقرا و تهيدستان ، از نظر اجتماعی بين اقشار کم و بيسواد ، از نظر جغرافيايی در مناطق شهری و از نظر سازمانی بين خانوادهها و کارگاهها و مراکز اشتغال خرد ، غيررسمی و زير زمينی رايج و قابل مشاهده است. ٧. چه راهی؟ بی ترديد کاهش و زدودن پديده خشونت بويژه عليه کودکان بدون ايجاد امنيت اقتصادی و اجتماعی برای آحاد ملت و معيشت آبرومند برای فقرای شهری و روستايی ميسر نخواهد شد. با اين وصف در کوتاه مدت نخست آموزش بزرگسالان در خانواده و سازمانهای بزرگتر اجتماعی همچون مدارس و سپس تدوين و تصويب قوانين پيشگيراننده با ضمانتهای مالی و حتی کيفری موثر برای بازداشتن کليه افراد سودجو ، نا آگاه و بی هنجار در جامعه از ارتکاب اعمالی از اين دست. علاوه بر اين باز تعريف کودکی ، و اعمال خشونتجويانه نيز بطور همزمان میتواند سازوکارهای فوق را عينیتر و واقعیتر نمايد. سپس آقای ناصر بشیری مقاله ای بشرح زیر برای حاضرین قرائت نمودن
مبارزه با خشونت؟جنبش دوم خرداد با ظهور خود دربستر انبوهى از نارضايتى ها ومحدوديت هاى سياسى در جامعه به انتشار فرهنگ متناسب با نگرش خويش به مقوله سياست و قدرت نيز پرداخت. اينگونه است كه بازيابى اين گونه مفاهيم ضرورى بنظر مى رسد.معمولا استبداد قدرت خود را ازطريق استفاده از اسلحه، پول و سرمايه، و دستگاه ارتباطات جمعى كه در اختيار مى گيرد، بر عليه افراد و گروهها و طبقات اجتماعى اعمال مى كند. اعمال خشونت در معناى سياسى اجتماعى آن، لزوما بايستى كه در رابطه با كنش يا عمل ارزيابى شود. همچنين عامل و معلول، سركوبگر وسركوب شونده و... وجوهى هستند كه درتعريف خشونت جايگاه خاص خود را دارند.عمل و عكس العمل درارتباط با قدرت سياسى و تحميل آن به افراد و گروه ها بعنوان دوسوى مكمل يك معادله در كنار يكديگر قرار مى گيرند . آيا واكنش خشم آميز اما طبيعى دربرابر خشونت واقع شده را ميتوان خشونت طلبى ارزيابى كرد؟ پر واضح است كه دفاع از خود بعنوان عكس العملى غريضى مترادف با خشونت نيست. جنبش اصلاح طلبى عليرغم در دست گرفتن پرچم مسالمت خواهى، بيزارى از تحولات ناگهانى ( انقلاب ) و " خونريزى سياسى" اما خشونت ستيزى را تعريفى مختص به ديدگاه هاى سياسى و عقيدتى خود كرد. مفهوم خشونت در تبليغات اين طيف مثله شد و اعمال آن در حوزه هايى از زندگى سياسى اجتماعى كشورمان مجاز شمرده شد. تفكيك زندانيان سياسى به اصلاح طلب وغير آن، سكوت دربرابراعدامهاى انجام شده تاكنونى، عدم مخالفت با مجازات اعدام، افشاى مجازات تعزير و شكنجه تنها در مواردى كه براى آن ها جذابيت سياسى داشته است و جارى ساختن مفاهيم خودى و غير خودى. وقتى درجايگاه حكومتى و رسانه اى، رياست جمهورى و نمايندگى مجلس از ناهنجاريهاى موجود در دستگاه اطلاعاتى و قضايى كشور در مورد متعلقين به جبهه راديكال در زندانها و يا درصفوف دانشجويان سخنى نميرود، جز تائيد اين نوع از كاربرد خشونت معنايى نميدهد. زمانى كه عليرغم حضور تواناى جنبش دادخواهى از زندانيان كشتار شده سال 67 همچنان و سالانه مظهر و چكيده پروژه دوم خرداد اصلاح طلبى آقاى خاتمى به زيارت مقبره خمينى مى رود و براو سجده مى كند، جزتائيد فرمان كشتار وى معنايى نمييابد. اينجا فرمان و اعمال خشونت مقبول ميافتد، اما براى ديگران، براىغير خودى ها افراد و گروه هايى از جامعه هستند كه اصل ولايت فقيه و خشونت ترويجى حاكميت استبداد را با دفاع از دمكراسى و آزادى خواهى نفى مى كنند. دمكراسى و آزادى خواهى در جوهره خود برابرى حقوق افراد و گروههاى اجتماعى را در نظر مى گيرد، نفى خشونت با توسل به زور، اسلحه، سرمايه و بى عدالتى درجامعه را مد نظر قرارمى دهد و طبعا برآنان از جانب استبداد حاكم خشونت روا ميشود. مدعيان خشونت ستيزى باهجوم به مدافعان و خواستاران آزادى و دمكراسى جز در مسير دفاع از حاكميتى كه سركوب شهروندان و خشونت را در جامعه جارى مى سازد گام برنمى دارند و جز مهر تائيد بر اعمال خشونت آميز حكومتيان نمى زنند رسالت خشونت سياسى، اجتماعى و اقتصادى حل تضادهاست، تضادهايى كه در كادر ونظم موجود به دليل نبود دمكراسى و ناهماهنگى دربرابرى حقوق شهروندان قابل حل نيستند. اما خشونت در پى حل يك جانبه تضادهاست، راهيابى يكطرفه در بن بست ها، حل تضادهاى فرهنگى، تضاد منافع، تضادهاى ايدئولوژيك، تضادهاى فردى، تضادهاى ساختارى و.... خشونت بعنوان ابزارى براى خروج از موقعيت هاى بحرانى بكار گرفته مى شود.بلحاظ بنيادين اين تضادها، تضاد طبقات و اقشار جامعه با طيف حاكم و بهره مند از منابع مالى، فرهنگى و رسانه اى كه ابزار اعمال قدرت و خشونت را در دست دارند، مى باشد. در این جلسه آقای سعید رسولی در خصوص 22 بهمن و نتایج آن در این دوره 26 ساله سخن گفتند و با تصویر نشان دادند که به جز اعدام و سرکوب ، شکنجه و کشتار مردم و دزدی اموال زیر و روی زمین ایران، هیچگونه کار مثبتی برای مردم انجام نشده و حتی چندین تصویر از اعدام های ابتدای انقلاب و چند ساله اخیر را نشان داده و در این تصاویر اعدام با درخت و پایه های برق دیده می شود و در سال های اخیر اعدام با جرثقیل که گویای پیشرفت سیستم های ادم کشی در ایران ولایت فقیه می باشد سخنرانی نمودند که برای حاضرین بسیار جالب بود سپس آقای سمیعی گزارشی از فعالیتها و اقدامات انجام شده در ماه اخیر توسط کانون را قرائت نمود و در ادامه با عنایت به گسترش هر چه بیشتر فعالیت کانون در مورد اهمیت برنامه ریزی و دقت در امور و فعالیتهای کانون مطالبی اظهار داشتند و اعلام نمودند که در ماه مارس برای تظاهراتی که در مقابل دفتر کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در ژنو یر گزار خواهد شد کانون نیز فعالانه شرکت خواهد نمود و از اعضا خواستند که نسبت تایپ و ترجمه مطالب مورد نیاز کانون همکاری نمایند . در ماه مای انتخابات هیئت رئیسه و مسئولین کمیته ها را خواهیم داشت . برای جلسه آتی آقای محسن سمیعی به عنوان مسئول جلسه و خانم شهروز کاوه ئی تهیه و گزارش اخبار و آقای سمیعی به عنوان سخنران انتخاب گردیدند جلسه در ساعت 6 بعد از ظهر خاتمه یافت
|