ارتباط با ما پیوندها

سید ابراهیم نبوی

ملاحسنی

مقالات

بایگانی


 

شماره جدید

حقوق بشر و میثاق های آن

 

شديم"  و يا " گناه ما چه بود که اين چنين بر ما غضب کردي" و یا " مگر بنده گي و ايمان ما بر تو ثابت نشده بود که خواستي مجدداً ما را امتحان کني " و ... که معمولاً از زبان بستگان قربانيان فاجعه بيان مي شود، عمق اين رسوبات ضد علمی نشات گرفته از آموزه هاي مذهبي را به اثبات ميرساند.

بر مبناي اين آموزه ها، زمين لرزه گرچه دردناک و مصيبت آفرين است، امّا " مشيتي الهي" است که پشت آن "حکمت" بسيار خوابيده است!! اين "مشيت" يا محصول خشم و غضب خدا از بنده گان تقصير کار خود است که " عظمت قدرت پروردگار" را از ياد برده اند، لذا لازم مي شود از طريق یک " شوک تراپي " (  زمين لرزه ) اين قدرت و فاعل مطلق را به همگان ياد آوري نمود، و يا ناشي از اراده خدا براي آزمايش و امتحان مجدد بنده گان خود است.

 معلوم نيست وقتي "خرافه"  "بهشت و جهنم" در بسياري از اديان تعبيه شده اند تا انسان خطاکار و " لاکتاب" را به سزای  "گناهان" خود برسانند و يا مومنان را بخاطر بنده گي و خدمات شان پاداش دهند، ديگر چه ضرورتي است، قبل از " آخرت" در همين دنيا، حساب مردم را برسند، آنهم فلّه اي !! يعني بدون جدا کردن "بندگان پرهيز کار" از "کافران و منافقان و دنيا پرستان" همه را با هم زير خاک مدفون کنند و به ضغير و کبير هم رحم نکنند و از کودک شش ماهه تا سالخورده هفتاد ساله نگذرند؟!

البته اکثر اديان بزرگ موجود يک تا سه هزار سال قبل بوجود آمده اند. در آنزمان دانش بشر هنوز قادر به تحليل علمي بسياري از حوادث و رويدادها نبود، از اينرو تئوري پردازي در مورد " خشم و يا امتحان الهي" دانستن، مصيبت هايي چون زمين لرزه، بي هيچ چالشي توسط انبوه انسانها پذيرفته مي شد، اما تکرار اين جعليات خرافي در قرن بيست و يکم و در عصر فوران علم و تکنولوژي، بيش از آنکه نشانه پايبندي به آموزه هاي اورجينال دينی باشد، صرفاً پرده ساتري است بر ماهيت ارتجاعي و ضد مردمي دولتها و نظاماتي که از زير بار مسئوليت ،  شانه خالي مي کنند و هيچ تلاشي براي جلوگيري و پيشگيري از ابعاد هولناک تلفات جاني و مالي بعمل نمي آورند. بعيد است دست اندرکاران اين رژيم ها و سيستم ها، ندانند که علل زمين لرزه چيست و راه جلوگيري از تبديل آن به فاجعه کدام است ؟

آنها عمداً سر خود را چون کبک در برف فرو ميبرند تا از روبرو شدن با پرسشهاي ساده اما رسوا کننده قربانيان و آسيب دیده گان فاجعه، خلاص شوند.

فاجعه ای که در روز یکشنبه 26 دسامبر ،بدنبال بروز زمین لرزه در بستر اقیانوس هند و سپس حرکت خیزاب " سونامی " بطرف جزایر و مناطق ساحلی کشورهای حوزه اقیانوس هند پدید آمد ، یکی از این فجایع بود که " طبیعی " پنداشتن آن ، جز خاک پاشیدن به چشم " خلایق " نست . ظاهرا  و در نگاه اول ، هم زمین لرزه و هم سونامی جزو سوانح طبیعی محسوب میشوند که بشریت و دانش – تا این لحظه – قادر به جلوگیری از آنها نشده اند . اما طبیعی پنداشتن یک رخداد ، یک چیز است و تبدیل شدن آن به فاجعه چیزی دیگر .

افکار عمومی جهان از خود میپرسد : چگونه است که زمین لرزه " بم " جان پنجاه هزار انسان را میگیرد ، اما زمین لرزه ای با همان قدرت ، در همان زمان در کالیفرنیای امریکا رخ میدهد و فقط چند کشته و مجروح بجای میگذارد ؟

مردم از خود میپرسند : چرا همین چند ماه پیش – در موقع بورانهای ساحلی ( هوری کن ) در حوزه کارائیب -  ساکنان سواحل فلوریدای امریکا ، یکی دو روز قبل از وقوع سانحه ، امکان آنرا پیدا میکنند که به موقع شهرها و مناطق مسکونی تحت خطر را تخلیه نمایند ، اما همین هشدار باش در مورد ساحل نشینان حوزه اقیانوس هند صورت نمی گیرد ؟

میدانیم که حتی اگر این اعلام آماده باش ، چند ساعت پیش از فاجعه صورت میگرفت ، جان دهها هزار انسان و بویژه کودکان بی دفاع ، اینچنین قربانی " هیولای " سونامی نمی شد !

در جریان همین رویداد ، اخبار رسوا کننده ای در مورد سهل انگاری دولتهای فاسد و نظامات سرمایه داری ، فاش شد ، که مو بر تن انسانها راست میکند .

در اولین خبر ، فاش شده ، که موسسه " دریا لرزه " و سونامی سنج " هاوایی " ( از ایالات امریکا در حوزه اقیانوس آرام ) متوجه بروز حادثه شده ، اما ظاهرا بدلیل تعطیلات کریسمس و " عدم امکان تماس با مقامات دولتی کشورهای حوزه اقیانوس هند "  قادر نشدند آنها را خبر کنند !!

 تو گویی ما نه در عصر انقلاب عظیم تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات ، بلکه در عصر حجر زندگی میکنیم که نتوان از طریق رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، اینترنت و ... مردم منطقه را مستقیما از وقوع فاجعه مطلع نمود ؟

 این سهل انگاری ، اگر جنایت علیه بشریت نیست ، پس چیست ؟

در خبر دوم فاش شده که یکی از دانشمندان تایلند از چندین ماه پیش با دادن هشدار در مورد احتمال بروز زمین لرزه در اقیانوس هند و هجوم سونامی به طرف سواحل منطقه ، خواستار آگاه کردن مردم منطقه و نصب دستگاههای لرزه نگار و دریا لرزه شده بود ، اما دولت ضد مردمی و فاسد تایلند به بهانه تاثیرات منفی چنین هشداری بر صنعت پر رونق توریسم ، از انتشار آن جلوگیری نمود و حتی از ایجاد ایستگاه لرزه سنج در منطقه خودداری ورزید . لازم به تذکر است که سالانه بیش از 13 میلیون توریست از تایلند دیدار میکنند که بخشی از آنها به خاطر رونق وسیع سکس و حراج علنی کودکان و نوجوانان تایلندی در این زمینه ، به آنجا سفر میکنند . به همین خاطر و نیز کشته و ناپدید شدن هزاران توریست در جریان فاجعه اخیر، بیشترین توجه رسانه های امریکایی و اروپایی به تایلند منعطف شده است و نمایندگان اعزامی جورج بوش به منطقه ( کالین پاول و برادر بوش ) ابتدا وارد تایلند شدند .

اما خبر سوم حاکی از این بود که گویا مدتی پیش مسئله ایجاد یک ایستگاه و موسسه دریا لرزه سنج ، در پارلمان هند پیشنهاد شده بود که ظاهرا بدلیل هزینه بر بودن آن ، از " خیرش " گذشتند . بدنبال وقوع فاجعه نیز نخست وزیر هندوستان اعتراف نمود که هزینه احداث چنین ایستگاهی تنها سی میلیون دلار بوده است .

بدین ترتیب مشخض میشود که اولا دانشمندان و زمین شناسان – قبل از حادثه - از احتمال خطر آگاه بوده اند و در مورد آن هشدار داده اند ، ثانیا هزینه احداث چنین ایستگاه هشدار دهنده ای از سی میلیون دلار تجاوز نمیکرده است که دولتهای فاسد منطقه و نیز امپریالیستهای جهانخوار تمایلی برای تامین چنین بودجه ناچیزی نداشته اند . اکنون در پی این سهل انگاری – و در واقع قتل عام " عمد " – هم دولتهای درمانده منطقه و هم کشورهای پیشرفته سرمایداری مجبور شده اند دهها بار بیشتر از هزینه چنان ایستگاه هشار دهنده ای ، خرج کنند . تازه همین حد از کمکها هم تحت فشار " ابرقدرت افکار عمومی " صورت گرفته است . مثلا امریکا در ابتدا فقط اعطای 35 میلیون دلار کمک را پذیرفته بود که حتی صدای اعتراض برخی از " دمکراتها " و محافظه کاران را هم بر انگیخته بود . این کمک اکنون تحت فشار مردم امریکا و افکار عمومی جهانی ، به 350 میلیون دلار افزایش یافته است . یا دولت کانادا در ابتدا فقط 4 میلیون دلار متقبل شده بود و نخست وزیر و برخی وزرای آن حتی در موقع فاجعه مایل نبودند به مرخصی خود در اقصی نقاط جهان پایان دهند . دولت کانادا اکنون

 

قبلی

برگشت

بعدی