ارتباط با ما پیوندها

سید ابراهیم نبوی

ملاحسنی

مقالات

بایگانی


 

شماره جدید

حقوق بشر و میثاق های آن

 

 

کردستان را به صورت سناريويی توهم آميز در سايت بازتاب افشا کنند. البته کردها، از آقای محسن رضايی، توقع و انتظاری بيشتر از اين حرفها ندارند! زيرا که البته اين هشدارها، همان قصه قديمی تهديد کردهاست و با آن دوباره می خواهند احساسات را برانگيخته بکنند و به عنوان اهرمی عليه خود کردها ، استفاده کنند .... نمونه اش همان جريان ساختگی اسفند 1377  و يا تعطيلی صوری بعضی نشريات وابسته ....

اما بايد توجه داشت که مردم امروز کردستان ايران و به خصوص نسل جوان کرد ، هوشمند تر از اين جريان سازهايی است که تصورشان عدم حافظه تاريخی در انديشه مردم کرد است... کردها به خوبی ماجراهای بعد از انقلاب سال 1357 را به ياد دارند و محال است که در هياهو و موج ها و آشوب های ساختگی، راه اصلی حرکت اجتماعی و فرهنگی خود را فراموش کنند....

اما اينکه  چه سندی برای اين اتهام نسبت به کردهای منطقه وجود دارد که سايت بازتاب به آن اشاره می کند که اسراييل می خواهد کردستان سرزمين دوم يهوديان شود؟

بايد گفت که هيچ سند کتبی و مشهود و مستند در باره اين مسايل وجود ندارد... ببينيد کردستان ايران و عراق، نه آن چيزی است که امثال جلايی پور می گويد و نه آن چيزی که سايت وابسته به محسن رضايي... تمام اين حساسيت ها نشات گرفته از نوعی عدم آگاهی از نخستين حقوق و فراز و فرودهای جامعه کردها در جريان ناسيوناليسم قومی و عدم توجه به تغييرات خاورميانه  و در خواست های اوليه و داشتن نوعی هراس و توهم است که کردها 26 سال است سعی در پاک کردن اين توهم دارند...

کردها جزو اولين قوميت ها بودند که پس از انقلاب ايران هم سعی داشتند که با گفتگو و تفاهم مسايل و مشکلات منطقه خود را حل کنند اما اولين پاسخ گلوله بود و ترور و بعد زندان و تهديد و امروز هم سانسور و توهم بافي.... کردها از اواخر دهه 1360 در ايران به سوی حرکت فرهنگی و هنری گرايش پيدا کردند و امروزه می بينيم چه بسيار از چهره های موفق در فرهنگ ايرانی که از کردستان آمده اند و کمترين حرکت سياسی در منطقه نبوده و جالب اينکه خود احزاب سياسی کردی هم به جبران ضعف فرهنگی خودشان پرداخته اند و منفورترين حرکت امروزه در داخل کردستان همان توهم آقايان مبنی بر حرکت مسلحانه و جدايی خواهی است.... چون همانگونه که قبلا اشاره رفت کردها می خواهند بدور از هر جنجال و قهر و گوشه گيری و انزوا ، امروزه با نيروی متخصص، در موزاييک قدرت منطقه حضور فعال داشته باشند... بنابراين اشتباهی را که ملا مصطفی انجام داد محال است که روشنفکران و اهل سياست کرد به مار در آستين خفته ای اجازه بدهند که بر کردستان تسلط پيدا کند ...

کردها زير يوغ سرسپردگی بيگانه، ننگ را به نام خود نمی زنند، چون با آرزوی آنها که حفظ استقلال و تماميت ارضی است، نقض غرض است و کردها دنبال همچنين مساله ای نيستند. چون جز اصلی و سازنده فرهنگ و تاريخ اجتماعی ايران و عراق و ترکيه معاصرند و اندک اندک از نزاع ها به دور می شوند و جزيی از صحنه بازی قدرت سياسی خاور ميانه خواهند بود... و هراس های تئوريسينی مانند هنری کسينجر هم بی معنا و اساس است و متاسفانه بيشتر به ذهن حکام منطقه تاثير گذاشته است....که گاه از اين حربه جدايی استفاده می کند برای تاديب حکومت ها، و در واقع تحريک کردها را يک پتک به شمار آورده اند.....و طرفه آنکه امروز؛ هنری کسينجر بر اين اعتقاد است که بايد به استقلال ايالات عراق – کردها ، شيعيان و سنی ها – انديشه کرد! ... تحليلی که با توجه به کردستان عراق کمی عجيب به ذهن می رسد .

فاجعه آسیا ، جنایت مشترک طبیعت و بشریت !!

     8 ژانویه 2005                                     آرش کمانگر

 بشر از هزاران سال قبل تا کنون، در پي يافتن پاسخ براي سوانح و رويدادهاي ويرانگر در طبيعت پيرامون خود بوده است.  آتشفشان، توفان، گردباد، سيلاب، برخورد شهاب سنگها به کره زمين، بهمن و بالاخره زمين لرزه، همواره در طول قرون رخ داده اند و تا امروز، انسان نتوانسته از وقوع آنها جلوگيري کند، هر چند که در زمينه پيش بيني اين حوادث و اتخاذ تدابيري براي جلوگيري از تبديل آنها به فجايع انساني و اقتصادي وسيع، پيشرفت هاي قابل توجهي داشته است.

مثلاً در ارتباط با زمين لرزه، اگر چه نتوانسته جلوي وقوع آنرا بگيرد، اما قادر بوده اولاً علت وقوع آنرا کشف کند، ثانیاً مناطق زلزله خيز را شناسايي کند و ثالثاً با ارتقاع کيقيت و استقامت مساکن و ساختمانها، جلوي تلفات جاني و مالي وسيع و هول انگيز را بگيرد. از اينرو گرچه زمين لرزه يک رويداد طبيعي ( و فعلاً اجتناب ناپذير ) است و حرکت و ريزش لايه ها و گسل هاي کره زمين، عامل وقوع آن محسوب مي شود، اما تبديل شدن آن به يک فاجعه انساني، ديگر بهيچوجه طبيعي نيست و با توجه به پيشرفتها و توانائيهاي فعلي بشريت، کاملاً غير طبيعی و اجتناب پذير است.

در زمان هاي قديم، که عقل بشر هنوز قد نميداد که ريشه هاي علمی برخی سوانح طبيعي را در یابد، معمولاً به افسانه هاي خرافي روي مي آورد. بخشي از مردم تصور ميکردند که زمين بر سر شاخ گاو یا حيواني قرار دارد. اين حيوان هر گاه احساس خستگي نمود، زمين را حرکت داده و از اين شاخ بر آن شاخ خود قرار ميدهد. پاره اي هم که بـت هاي خود ساخته شان را مي پرستيدند، زمين لرزه را ناشي از خشم "بت اعظم" خود ميدانستند که گويا از عملکرد و چاکري قبيله رضايت ندارد. در پاسخ به اين غضب خرافي، بخشي از مردمان با قرباني کردن حيوان و حتی انسان، سعي در فرونشاندن عطش خشم آلود بت خداي گونه خود ميکردند. بعدها که اديان مبتني بر يکتا پرستي پديد آمدند و بت ها مطرود و مفلوک گشتند، بر اين گونه افسانه هاي خرافي مهر پايان گذاشته شد، اما بجاي آن، موهومات و خرافات جديدي براي تشريح علل بروز سوانح طبیعي ويرانگر بويژه زمين لرزه، اختراع شد. جاي بت يا بتهاي دست ساز انسانها را " موجود" نامرئی و لايتناهي بنام "خدا" گرفت. مثلاً آموزه هاي دين اسلام و بسياري ازاديان، در توضيح رويداد طبيعي اما ناخوشايند زمين لرزه، سرشار از تحليل هاي خرافي و ضد علمي است که در طول قرون بر ذهن ميليونها انسان رسوب کرده و دائماً تکرار و باز توليد مي شود. عباراتي نظير : " اي خدا، ما چه کرديم که اسير اين بلا

 

 

قبلی

برگشت

بعدی