|
|
ارتباط با ما | پیوندها | مقالات | شماره جدید |
|
بایگانی |
|
|
سرنوشت ساز را می گيرند که از دانش و بينش و کفايت لازم برخور نبوده و قدرت باد آورده و يکشبه، چشم های آنها را به روی روشنايی و راستی و درستی بسته، برای پابرجا ماندن خودبا مذاکرات سری، آلوده و خيانت بار، هستی مردم و ميهن ما را مورد دادوستد قرار داده و می دهند. از جمله اين موارد مهم نمايش و بازی بر سر ساخت بمب اتم و عنی سازی اورانيوم است. رويدادهای هفته های اخير بسيار گويا و روشن است. جرج بوش همچنان رئيس جمهور آمريکا بر جا ماند و بسياری از نقشه های ملايان حاکم بر ايران نقش بر آب شد. خوانندگان بياد دارند که در هفته های آخر مبارزات انتخاباتی در آمريکا، يکباره سياست سران مافيا در ايران دچار چرخش شده و اينجا و آنجا از زبان افراد گوناگون وابسته خود، خواستار پيروزی جرج بوش شده و آنرا به سود خود ارزيابی کردند.آنها با انتشار اين گفته ها تلاش کردند که با يک تير دو نشان بزنند؛ هم از سويی تمايل خود به پيروزی جان کری (که خود را ملايم تر نشان داده؛ پيام هايی فرستاده و خواستار مذاکره شده بود) و پولهايی را که از جيب ملت و با گشاده دستی دراين راه خرج کرده اند، پوشيده نگاه دارند، و هم از سوی ديگر اگر جرج بوش پيروز انتخابات شد، آنرا امری که انتظارش را داشتند بنمايانند. اما ملايان حاکم هرچند نيز بکوشند و خود را زرنگ بدانند، ديگر هرگز توان فريب افکار عمومی مردم ايران و جهان را نخواهند داشت. اميد به جان کری که از دست رفت ملايان به دست وپا افتادند که خود را ازتنگنای بازی مرگ و زندگی بمب اتم که خود را در آن گرفتار کرده و راه پس و پيشی جز تسليم شدن ندارند، برهانند. همآن کسانی که تا ديروز و تا پيش از روشن شدن نتيجه انتخابات در آمريکا، هرنوع پس نشينی و سازشی را ناممکن می دانستند، به شتاب برای نوعی سازش و تسليم شدن "آبرومندانه"رو به مذاکره با سه کشور اروپايی آوردند. مافيای حاکم امروز تلاش می کند که پذيرش شکست و تسليم را با اعلام شرط هايی مرتبط سازد تا بازهم جايی برای بندبازی در بين فريب خوردگان حزب الهی خويش داشته باشد و چون هميشه تسليم و شکست خود را پيروزی جلوه دهد. برنامه ساختن بمب اتم وسيله "جمهوري" اسلامی، يک برنامه ضد ملی و بسيار خطرناک برای ملت ايران است و من اميدوار هستم که به زودی شاهد شکست نهايی آن باشيم. ملاهای حاکم همچون دوران جنگ 8 ساله (6+2)، دوباره دچار اشتباه ارزيابی بزرگی شده اند. نه جان کری نه جرج بوش و نه اروپاييان هيچيک دست يابی يک رژيم بنيادگرا، فتنه گر، خشونت خواه، تروريست پرور و تروريست پيشه را به بمب اتم نخواهند پذيرفت به ويژه اکنون که آنها فاجعه 11 سپتامبر و جنون آدمکشی بنيادگراهای مذهبی را تجربه کرده اند. تلاش برای آدمکشی و خونريزی به ويژه در عراق به هدف امتياز ستانی از غرب و آمريکا نمونه روشن ديگری است. همين روش سال هاست وسيله گماشتگان و دست پروردگان اين جماعت بنام "حزب الله" لبنان و فلسطين نيز با بمب گذاری و آتش افروزی برای پيشگيری از انجام يک صلح پايدار در منطقه خاورميانه اعمال می شود. همين جا يادآوری شود که بيان اين گفته ها به معنای پشتيبانی از حکومت اسراييل و آدمکشی های آنها نيست بلکه از اين نظر است که بايد پذيرفت که هيچ يک از اين دو ملت قابل حذف نيست و آنها سرانجام روزی در کنار هم به زندگی شرافتمندانه همراه با صلح و دوستی روی خواهند داد و روسياهی برای آتش افروزان بی دردی که خود در کاخ هايشان نشسته اند و فرمان کشتار صادر می کنند، باقی خواهد ماند. اين ديوانگان قدرت نمی دانند که اگر آن چک های ميليون دلاری را امضاء نکنند و کمک مالی ندهند، حتا برای سران اين حزب الله نيز شناخته شده هستند و پشيزی ارزش ندارند. حکومتی که در درون متلاشی است و در آن هر کس از سايه خود می ترسد، نمی تواند منادی نجات ملت های ديگر باشد. و حکومتی که خود حکومت نيست و می ترسد که در جهارجوب قانونی يک حکومت بگنجد، با هيچ ترفندی ماندگار نبوده و سرانجامش فرو افتادن است. اسلام نيازی به صنف روحانی ندارد تنظیم: مهدی حسینی عبدالکريم سروش متفکر و نظريه پرداز مسلمان در تازه ترين گفتار خود از بی نيازی اسلام به روحانيت سخن گفته و اسلام را دينی سکولار معرفی کرده است. ولی این نظام که همواره دنباله رو این نظریه پرداز و مسئول پاکسازی دانشگاه ها بوده اینک مدعی شده که اسلام و جانعه ما به رهبریت روحانیت و اساساً ملا ندارد . نمیدانم چه زمانی بایستی بکشد که ملایان حاکم باین مطلب پی ببرند؟ به گزارش خبرگزاری کار ايران (ايلنا) و خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) آقای سروش که در اردوی سالانه انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران سخن می گفت در باره نقش روحانيت در اسلام گفت: هيچکس نمیتواند در اسلام به نام روحانيت بين مردم و خدا واسطه باشد و کسی به اسم روحانی نمی تواند به عنوان شرط صحت عمل انسان (مسلمان) باشد. او که در باره معناهای چهارگانه سکولاريسم سخن می گفت افزود که يکی از بناهای سکولاريسم کوتاه کردن دست روحانيت از واسطهگری بين مردم و خداست. او تاکيد کرد که از نظر تاريخی کلمه روحانيت در اسلام وجود نداشته و قرآن برترين کسان را نزد خدا با تقواترين آنان می داند نه آنکه هر کس روحانیتر، عالمتر و يا آگاهتر باشد يا به خدا نزديکتر. او که اسلام را دينی سکولار توصيف کرد در باره نقش روحانيون در اسلام گفت: "در اسلام هيچ عمل و قانونی نداريم که بايد برای اجرای آن حضور روحانی شرط لازم
|